This is me!
مقالات نوشته شده با موضوع
سياسي

سه‌شنبه، 7 مارس 2007

سياسي

شنود ترافیک اطلاعات در اینترنت و رسانه‌ها

att_secret_room_nr.jpgکنترل دولت آمریکا بر جریان آزاد اطلاعات به ویژه اینترنت، همواره یکی از موضوعات مهم مورد بحث میان رسانه‌ها و مدافعین حقوق و آزادی‌های مدنی در آمریکا بوده است.
امروز شبکه خبری ای.بی.سی در آمریکا برنامه تلویزیونی را پخش کرده که طی آن یکی از کارمندان سابق شرکت مخابراتی AT&T، یکی از بزرگترین سرویس‌دهندگان مخابراتی جهان، به شرح ضبط و کنترل اطلاعات منتقل شده از طریق زیرساخت‌های ارتباطی این شرکت توسط آژانس ملی امنیت آمریکا (NSA) پرداخته است.
چند نکته مهم در گزارش وجود دارد که عبارتند از:

یک: کلاین برای اولین به روزنامه لس‌آنجلس تایمز، یکی از مهمترین روزنامه‌های چاپ آمریکا، مراجعه کرده تا خبر گزارش خود را چاپ نماید، اما سردبیر وقت روزنامه، «دین باکت»، پس از گفت‌وگو و مطرح کردن موضوع با مقامات امنیتی آمریکا از چاپ خبر سرباز زده است. باکت هم‌اکنون سردبیر دفتر واشنگتن‌دی.سی روزنامه نیویورک‌تایمز است.

دو: براساس اظهارات کلاین که کاملا فنی و علمی، اتاق‌هایی در مراکز اصلی انتقال اطلاعات (داده‌ها) اختصاص داده داشته و در آنها آژانس ملی امنیت آمریکا با نصب دستگاه‌های ویژه‌ای تمامی ترافیک داخلی و بین‌المللی اطلاعات در خطوط ارتباطی ای.تی.اند.تی و 16 شاه‌راه ارتباطی دیگر را جهت استفاده بعدی ضبط می‌کند.

سه: آژانس ملی امنیت آمریکا در پاسخ به تماس‌های مکرر ای.بی.سی طی اطلاعیه‌ای اعلام کرده که اظهارات کلاین را تایید یا تکذیب نمی‌کند.

چهار: یک گروه حقوقی مبارزه برای آزادی‌های مدنی در آمریکا از آژانس ملی امنیت این کشور به خاطر نقض قانون به دادگاه شکایت کرده است.

پنج: آمریکا مدعی است که با در اختیار داشتن تجهیزات بسیار پیشرفته و پیچیده کامپیوتری می‌تواند بدون نقض حقوق مدنی شهروندان آمریکایی اطلاعات ثبت شده را پالایش کند و تنها اطلاعات وابسته به امنیت داخلی آمریکا را از آنها استخراج نماید.

شش: کشاندن موضوع شنود ترافیک اطلاعات در اینترنت به یکی از شبکه‌های تلویزیونی سراسری ایالات متحده با چندین میلیون بیننده، می‌تواند دولت آمریکا را وادار به واکنش جدی نماید و یا حتی رسوایی بزرگی برای دولت به بار آورد.

هفت: عدم پوشش این خبر در روزنامه لس‌آنجلس تایمز ممکن است به بهای از دست دادن حیثیت و شغل فعلی باکت تمام شود. گرچه باکت مدعی است که به دلایل غیرسیاسی از پوشش این خبر خودداری کرده، با این همه اقدام وی با اخلاق روزنامه‌نگاری به شدت در تضاد می‌باشد و تاکنون انتقادهای زیادی را از وی به دنبال داشته است.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 01:00 | دنبالک‌ها (0)

یکشنبه، 5 مارس 2007

سياسي

کار خبری حرفه‌ای و اعتراضات مدنی

به نظرم آنچه که حادثه‌ای مانند بازداشت روز گذشته فعالان حقوق زنان در تهران را می‌تواند نتیجه بخش سازد انتشار صدا و تصویر و روایات دست اول از چنین واقعه‌ایست.
رسانه‌های خبری در سطح جهان نقش بسیار مهمی در شکل‌دهی افکار عمومی و وادار کردن دولت‌ها به واکنش نسبت به اقداماتشان دارند.
در جریان ضرب و شتم تابستان گذشته عده‌ای از فعالان حقوق زنان در میدان هفت‌تیر، آنچه باعث شد تا رسانه‌ها به صورت گسترده به شرح و نقل این اتفاق بپردازند، عکس‌های آرش آشورنیا و حضور تعداد زیاد شاهدین در هنگام حادثه بود.
آنچه باعث شد تا وقایع 18 تیر 1378 با واکنش بسیار وسیع فعالان سیاسی در نقاط مختلف جهان مواجه شود، حجم زیاد عکس و فیلمی بود که از تعرض به دانشجویان گرفته شد.
اما اعتراضات و حوادث متعدد دیگری بوده است که به دلیل عدم وجود اسناد تصویری با بازتاب محدودی مواجه شده و در بسیاری از موارد به کلی به فراموشی سپرده شده است.
رسانه‌های خبری جهان نسبت به انتشار اخبار بسیار محتاط هستند و تا از صحت خبر اطمینان حاصل نکنند نسبت به پوشش آن اقدام نمی‌کنند. همیشه عکس و فیلم مدارکی محسوب می‌شوند که بینندگان را نسبت به واقعیت پشت یک خبر مطمئن می‌سازند.
در جریان مبارزات حقوق مدنی در آمریکا، یکی از عواملی که به گروه‌های مبارز در برابر نژادپرستی ایالات جنوبی آمریکا کمک شایانی کرد، میزان قابل توجه عکس‌ها و گزارش‌هایی بود که کاملا حرفه‌ای با رعایت اصول خبری از جریان تجمع‌ها و واکنش‌ خشن پلیس با تجمع‌کنندگان منتشر می‌شد. بعضی از این عکس‌ها به قدری تاثیرگذار بودند که تا شخص رئیس‌جمهور آمریکا را وادار به واکنش کردند.
civilright.jpgقصد ندارم که شرایط کار حرفه‌ای خبری در ایران و آمریکا را با هم مقایسه کنم. اما متعقدم به همان اندازه که مبارزه برای حقوق مدنی و کار عده‌ای که حاضرند از زندگی خود برای بدست ‌آوردن حقوقشان هزینه کنند، اهمیت دارد، خبررسانی و کمک به پوشش تصویری چنین مبارزاتی نیز مهم است. اگر شرکت‌کنندگان در چنین اعتراضاتی به صورت برنامه‌ریزی شده بتوانند ترتیبی اتخاذ کنند که تصویر و صدا و فیلم اینگونه از اعتراضات بدون جلب توجه ثبت و ضبط شده و سپس از طریق اینترنت منتشر شود، مطمئن باشند که اقداماتشان چندین برابر می‌تواند بازتاب داشته باشد.
در همین رابطه، تاکنون، خبر بازداشت جمعی از فعالان حقوق زنان ایران پس از گذشت 24 ساعت از زمان وقوع آن بازتاب خبری محدودی در سطح رسانه‌های جهان داشته است.
از میان سایت‌های و شبکه‌های مهم خبری انگلیسی زبان جهان، به جز سایت خبری بی.بی.سی، خبری در سایر سایت‌ها منتشر نشده است.
از میان خبرگزاری‌های مهم جهان، البته فرانس پرس، رویترز و آسوشیتدپرس خبر بازداشت فعالان حقوق زنان را بر روی تلکس‌های خبری خود قرار داده‌اند. اما اخبار این سه خبرگزاری با توجه به منابع معتبر انگشت‌شمار آنها نظیر دو تن از وکلای دادگستری، محمدعلی دادخواه و نسرین ستوده کوتاه و خلاصه بوده است.
البته با توجه به اینکه این اتفاق در روز شنبه رخ داده و روزنامه‌ها و رسانه‌های اروپایی و آمریکایی غالبا در روزهای آخر هفته منتشر نمی‌شوند، پوشش خبری محدود این اتفاق می‌تواند طبیعی قلمداد شود.
اما باید توجه داشت که رسانه‌های معتبر انگلیسی زبان برای پوشش کامل اتفاق روز گذشته نیاز به مصاحبه با افراد معتبر مسئول نظیر وکلای دادگستری و یا منابع تصویری قابل تایید دارند. متاسفانه روایت وبلاگنویسان از این واقعه برای این قبیل رسانه‌ها کافی به نظر نمی‌رسد.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 12:33 | نظرات ديگران (1) | دنبالک‌ها (0)

شنبه،25 فوریه 2007

سياسي

اسامه بن لادن رئیس جمهور آمریکا می‌شود

obama.jpg

نام باراک اوباما، نامزد دموکرات رییس جمهوری در آمریکا، مردم این کشور را به یاد اسامه بن لادن می‌اندازد.
تاکنون چندین شبکه خبری آمریکا در جریان گزارش‌های خود به اشتباه نام این دو شخصیت خبرساز را جابه‌جا به کار برده‌اند. علاوه بر این یکی از شبکه‌های تلویزیونی آمریکا در جریان مصاحبه با مردم در شهرهای مختلف این کشور نشان داد که بسیاری از مردم تصور می‌کنند باراک اوباما همان اسامه بن لادن است.
کافی است Obama و Osama که یکی سناتور آمریکایی و دیگری تروریست عربستانیست را در کنار هم بگذارید تا متوجه شوید چرا بسیاری از مردم در این کشور متوجه تفاوت این دو چهره نمی‌شوند.
wheresobama.jpgباراک اوباما از بسیاری از جهات یک کاندیدای منحصر به فرد در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به شمار می‌رود. وی اولین آفریقایی-آمریکایی (سیاهپوست) می‌باشد که تا به حال کاندید شده است. پدرش از کنیا به آمریکا مهاجرت کرده و در این کشور با زنی سفیدپوست ازدواج کرده است. بنابراین اوباما هم دو رگه هست و هم از نسل آفریقایی-آمریکایی‌هایی که دوران برده‌داری و تبعیض در آمریکا را پشت‌سر گذاشته‌اند محسوب نمی‌شود.
پدر اوباما یا مسلمان بوده و یا اینکه به نام‌های عربی علاقه‌داشته است و به همین خاطر نام پسرش را باراک حسین اوباما گذاشته است. در آمریکا نام «حسین» همه را به یاد صدام حسین دیکتاتور سابق عراق می‌اندازد.
اوباما سال‌های کودکی خود را در اندوزی، یک کشور مسلمان، گذرانده و به همین‌خاطر برخی تصور می‌کردند که اصولا او متولد اندوزی است. در اندوزی بیشتر مدارس توسط مسلمانان اداره می‌شوند و به همین خاطر اوباما به مدرسه مسلمانان رفته است. اکنون برخی از مخالفین وی مدعی شده‌اند که او در «مدرسه» ـ نام مکتب‌خانه‌هایی که توسط گروه‌های تندرو وهابی اداره می‌گردد و در پاکستان به وفور یافت می‌شود - درس خوانده است.
حال تصور کنید، اسامه بن لادن مسلمان سیاه پوست هم‌نام صدام حسین درس خوانده در «مدرسه» می‌خواهد رئیس‌جمهور آمریکا شود. فکر می‌کند این فرد چقدر باید نسبت به انتخاب خود امیدوار باشد.
نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اتفاقا شانس موفقیت اوباما نتنها کم نیست که به وی کاملا می‌توان امیدوار بود.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 17:14 | دنبالک‌ها (0)

جمعه،24 فوریه 2007

سياسي

ایران یازدهمین کشور پرتاب‌کننده ماهواره به مدار زمین

4_61_iran_shahab_3.jpgایران خبر داده که اولین راکت فضایی خود با نام «کاوش» را با موفقیت به فضا پرتاب کرده است.
اگر فرض کنیم که «کاوش» با موفقیت در مدار زمین قرار گیرد، ایران یازدهمین کشوری خواهد بود که به فناوری پرتاب ماهواره به فضا دست یافته است.
دو سال پیش ایران مدعی شده بود اولین کشور اسلامی خواهد بود که به فضا ماهواره پرتاب می‌کند. اما مجله اینترنتی Space Today مدعیست که در واقع عراق، در سال 1989 توانسته برای اولین بار با موفقیت ماهواره به فضا پرتاب کند و اولین کشور اسلامی مجهز به این فناوری نام گیرد.
با این همه اطلاع دقیقی از جزئیات موشک پرتاب شده توسط عراق وجود ندارد و عده‌ای بر این عقیده‌اند که این کشور را نمی‌توان در شمار پرتاب‌کنندگان ماهواره به فضا به شمار آورد.
کره‌شمالی نیز در سال 1989 مدعی شد که با موفقیت ماهواره‌ای به نام کوانگ میونگ سونگ را به مدار زمین پرتاب کرده، اما ادعای این کشور هیچ‌گاه تایید نشد.
برزیل دیگر کشوری است که تاکنون سه بار ماهواره به مدار زمین پرتاب کرده اما تمامی این پرتاب‌ها ناموفق بوده است. آخرین پرتاب ناموفق این کشور در سال 2003 صورت گرفت.
با احتساب ایران و عراق ، لیست یازده کشوری که تاکنون به مدار زمین ماهواره فرستاده‌اند به شرح زیر است:

1- شوروی
چهار اکتبر 1957
ماهواره: اسپاتنیک 1
موشک: شماره هفت قدیمی
محل پرتاب:مرکز فضایی بایکنور

2- آمریکا
31 ژانویه 1958
ماهواره: کاوشگر 1
موشک: ژوپیتر-سی
محل پرتاب: کیپ کاناورال

3- فرانسه
26 نوامبر 1965
ماهواره: استریکس 1
موشک: دیامانت
محل پرتاب: الجزایر

4- ژاپن
11 فوریه 1970
ماهواره: اوهسومی
موشک: لامبادا 4S-5
محل پرتاب: کاگوشیما

5- چین
24 آوریل 1970
ماهواره: چین 1
موشک: لانگ مارچ 1
محل پرتاب: مغولستان

6- انگلستان
28 اکتبر 1971
ماهواره: X-3
موشک: بلک ارو
محل پرتاب: استرالیا

7- اروپا
24 دسامبر 1979
ماهواره: CAT
موشک: آریانا
محل پرتاب: گویانای فرانسه

8- هند
18 جولای 1980
ماهواره: روهینی 1
موشک: پرتاب کننده ماهواره
محل پرتاب:جزیره سریهاریکوتا

9- اسرائیل
19 سپتامبر 1988
ماهواره: افک 1
موشک: شاویت
محل پرتاب: بیابان نگو

10- عراق
5 دسامبر 1989
ماهواره: موشک مرحله سوم
موشک: موشک مرحله سوم
محل پرتاب: الانبار

11- ایران
24 فوریه 2007
ماهواره: کاوش
موشک: شهاب 3
محل پرتاب: نامعلوم

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 10:04 | نظرات ديگران (1) | دنبالک‌ها (0)

جمعه،27 ژانویه 2007

سياسي

خاتمی و کری در داووس

kerry.jpgچه خبر عجیبی. وقتی خواندم، ابتدا در صحت آن شک کردم. وقتی عکس‌ها را دیدم، جایی برای شک باقی نماند.
سید محمد خاتمی در میزگردی سیاسی با حضور جان کری، سناتور آمریکایی، شرکت کرد. خاتمی و کری در کنار هم نشسته بودند و با هم رو در رو گفت‌وگو کردند. دست دادند، خندیدند و خلاصه روابط کاملا حسنه بود.
هنوز دیدار خاتمی و کری بازتاب گسترده‌ای در داخل از کشور نداشته، اما به هر حال اتفاق منحصر به فردی در طول تاریخ جمهوری‌اسلامی محسوب می‌شود.
فکر می‌کنم، اولین بار باشد که یک مقام بلندمرتبه ایرانی، با یک مقام بلندمرتبه آمریکا، در مقابل دوربین‌های خبری و به صورت رسمی دیدار می‌کنند. گرچه دیدار اختصاصی نبوده و شرکت‌کنندگان دیگری از جمله معاون نخست‌وزیر عراق هم در آن شرکت داشته‌اند، اما به هر حال در نوع خود قابل توجه است.
یادم می‌آید، چندی پس از دوم خردادماه 1376 وقتی عباس عبدی با یکی از گروگان‌های سفارت آمریکا در تهران، دیدار کرد، چه جنجال مفصلی برپا شد و بسیاری این اقدام را محکوم کردند. همینطور همچنان همه به خاطر داریم که چگونه خاتمی در جریان نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل از دیدار با بیل کلینتون طفره رفت و حتی شایع بود که در جریان یکی از برنامه‌ها مجبور شده بود مدتی در دستشویی یکی از ساختمان‌ها پنهان شود تا با بیل کلینتون روبرو نگردد. خاتمی حتی حاضر نشد در عکس دسته‌جمعی سران کشورهای جهان در پایان هزاره دوم میلادی شرکت کند تا مبادا نگاهش به کلینتون بیفتد.
kerry.jpgاما اکنون همه چیز تغییر کرده است. رئیس جمهور جدید ایران به آمریکایی‌ها نامه می‌نویسد. اطرافیانش در سفر به نیویورک هر کاری می‌کنند که احمدی‌نژاد و هیات آمریکایی را با هم روبرو کنند. رئیس‌جمهور ایران در عکس دسته‌جمعی با حضور بوش می‌ایستد و عکس می‌اندازد. با اعضای شورای سیاست‌خارجی آمریکا دیدار می‌کند، پیشنهاد مذاکره با آمریکایی‌ها می‌دهد.
ای کاش خاتمی قدری از شجاعت و سنت‌شکنی‌های فعلی‌اش را در زمان دوران ریاست‌جمهوری‌اش داشت. شاید اگر در آن روزگار در سازمان ملل با بیل کلینتون دیدار کرده بود، الان وضعمان متفاوت بود. شاید اگر حاضر شده بود در بسیاری از موارد سنت‌شکنی‌ کند، محافظه‌کاری را کنار بگذارد و کارهای متفاوت انجام دهد، اکنون وضعیت ایران اینچنین نبود.
به هر حال با وجود آنکه احتمالا دیدار خاتمی با کری در روزهای آینده بازتاب وسیعی در ایران خواهد داشت و دلیلی خواهد شد برای حمله به خاتمی و زیرسوال بردن همه فعالیت‌های گذشته و فعلی‌اش، اما تصمیم وی برای حضور در برنامه‌ای که کری هم در آن حاضر بود، قابل تحسین است.
-عکس‌های بازتاب از دیدار خاتمی و کری

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 12:58 | نظرات ديگران (5) | دنبالک‌ها (0)

چهارشنبه،25 ژانویه 2007

سياسي

مصلحت و اعدام در ماه محرم

حاجی کنزینگتون طی مطلبی به مغایرت اعدام با ماه محرم اشاره داشته. در توضیح عرض کنم، درست است که در اسلام شیعی هزاران حرمت و کراهت در شئون مختلف زندگی وجود دارد، اما از طرف دیگر یک مفهوم بسیار وسیع و فراخ هم هست به نام «مصلحت» که با توسل به آن هر حرمتی را می‌شود نادیده گرفت و هر کراهتی را مباه کرد.
این مفهوم «مصلحت» اتفاقا اختصاص به حکومت جمهوری اسلامی و منافع سیاسی‌ آن هم دارد. در عراق و در ماه محرم، شیعیان عراقی که در عمل بسیار از شیعیان ایران، شیعه‌ترند، سنی‌ها را به خاطر کرده‌ها یا نکرده‌هایشان به قتل می‌رسانند. اصلا هم تصور نمی‌کنند که کار غیر شرعی انجام می‌دهند یا دستورات دینی را زیر پا می‌گذارند.
در اسلام شیعی همه‌چیز وابسته به فهم مجتهدین دینی است و برداشت مجتهدین هم باید منطبق با شرایط زمانی و مکانی باشد. اگر ایجاب کند، اعدام در ماه محرم نه تنها حرمت ندارد که واجب هم می‌شود.
از خاطرمان نرفته است که امام در یکی از صحبت‌هایش گفته بود که اگر مصلحت اقتضا کند، اصول دین را نیز می‌شود تعطیل کرد.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 09:59 | نظرات ديگران (1) | دنبالک‌ها (0)

سه‌شنبه،24 ژانویه 2007

سياسي

بدینوسیله استعفا می‌دهد

George Bush State of Union Address

کاریکتور بالا در آخرین شماره مجله نیوزویک چاپ شده است. به نظرم خیلی جالب رسید.بوش و تصمیماتش درباره عراق دیگر صدای همه را در آورده است. دموکرات‌ها که مدت‌هاست با همه کارهای بوش مخالفند، اما اکنون که به انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نزدیک می‌شویم، جمهوری‌خواهان هم دست از حمایت بدون قید و شرط از بوش برداشته‌اند.
در این کاریکاتور، بوش با گوش‌های دراز (البته نا گفته نماند که خر در آمریکا لزوما نماد حماقت نیست) از نطق‌نویسش می‌خواهد که سخنرانی‌ی تهیه کند که از موضع فراجناحی باشد و خوب، جمله «بدینوسیله استعفا می‌دهم» تنها عبارتی است که موجب خوشنودی هر دو حزب حاضر در کنگره می‌شود.
طنز روزگار هم در این است که احمدی‌نژاد و بوش هر دو باید در یک‌روز اظهارات مهم‌شان را به گوش مردم برسانند. یکی با مصاحبه تلویزیونی، دیگری با سخنرانی در کنگره.
اما فکر می‌کنم بیانات احمدی‌نژاد بسیار پرمغزتر و جالب‌ توجه‌تر از صحبت‌های بوش بود.
الحمدالله کسی که قاعدتا باید نگران وضع کشور باشد، گفت که هیچ‌نگران وضع داخلی و خارجی کشور نیست و البته با استدلال بسیار قوی هم به همه بینندگان ثابت کرد که حق با اوست. آنهایی هم که نگران وضع کشور هستند، چه از نظر اقتصادی، چه از نظر سیاست خارجی، یا پارانویا دارند، یا اطلاعات دقیق ندارند یا بیشعور هستند.
بعد از سال‌ها حکمرانی افراد احمق در مملکت، امروز با افتخار شاهدیم که یک‌سری نخبه و دانشگاهی و باسواد مصدر امور را به دست گرفته‌اند و به آبادانی مملکت مشغولند. یادم می‌آید معلمین دبستانی که در آنجا درس می‌خواندم، همیشه کودن‌ترین بچه‌های کلاس را فیلسوف و نابغه صدا می‌کردند، اما ندیده بودم که این بچه‌ها خودشان را هم فیلسوف و نابغه و نخبه صدا کنند.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 19:46 | نظرات ديگران (4) | دنبالک‌ها (0)

پنجشنبه،15 دسامبر 2006

سياسي

یهودی‌ستیزی و دوستان احمدی‌نژاد

از چند تن از صاحب‌نظران تاریخ ایران به دفعات شنیده‌ام که ایرانی‌ها در طول تاریخ همواره رابطه توام با احترام و دوستانه‌ای با یهودیان ساکن ایران داشته‌اند. حداقل به نکویی یاد کردن تورات از کوروش یکی از مهمترین ادله موجود درباره این نظریه است. جمعیت یهودیان ایران پیش از تاسیس دولت اسرائیل و وقوع انقلاب اسلامی و حضور آنها در اجتماع از یک سو و رخ ندادن مشابه هیچکدام از اقدامات یهودی‌ستیزانه و ضد انسانی اروپایی‌ها علیه یهودیان در ایران خود گواه دیگری بر این نظر است.
علاوه بر این جالب توجه است که بسیاری از ایرانیان یهودی مهاجر به اسرائیل همچنان به زبان فارسی تکلم می‌کنند و حتی شنیده‌ام (این قول مبتنی به تحقیقات مستدل نیست) که نسل‌های بعدی ایرانیان مقیم اسرائیل نیز همچنان به زبان فارسی تکلم می‌کنند و از این جهت احتمالا خود را به ‌گونه‌ای وابسته و مرتبط با ایران می‌دانند.
ناگفته نماند که به نظر می‌رسد در طول تاریخ در میان پیروان دو دین مسیحیت و اسلام، مسلمانان در مقایسه با مسیحیان همیشه رفتاری شایسته‌تر و انسانی‌تر با یهودیان داشته‌اند. دلیل این مدعا نیز روشن است. مسیحیان، پیروان موسی را قاتلان عیسی مسیح می‌دانند و از نظر تاریخی عداوتی قدیم با یهودیان دارند.
جالب است که پس از جنگ‌جهانی دوم چقدر پیش‌فرض‌ها تغییر کرده، رویکردها عوض شده و دوست در جای دشمن قرار گرفته و دشمن به جای دوست. ایران، اکنون در اذهان بسیاری از مردم جهان و آنگونه که رسانه‌های غربی تبلیغ می‌کنند به یهودی‌ستیزترین کشور دنیا تبدیل شده است. یهودی‌ستیزی و مسلمانی قرین یکدیگر گشته‌اند و غرب و کشورها و مردمانی که بزرگترین جنایات تاریخ را بر یهودیان روا ساخته‌اند اکنون ایران و ایرانیان را به عنوان تشنگان به خون قوم موسی معرفی می‌کنند.
و از همه اسفناک‌تر عده‌ای غضنفرنما (اشاره دارم به جوک رونالدو را ول کنید، غضنفر را بگیرید.) در داخل کشور هستند که نظریات گندیده اروپایی‌ها را تکرار می‌کنند. توجه کنید به صحبت‌های «محمدعلی رامین» دبیرکل بنیاد تازه ‌تاسیس هالوکاست در تهران که در خردادماه در دانشگاه گیلان ایراد شده است:

«در ميان قوم يهود هميشه عناصر مخرب و شروری وجود داشتند که پيامبران خدا را می کشتند و در برابر حق و عدالت می ايستادند، اين قوم بيشترين آسيب را در طول تاريخ به جامعه بشريت وارد کرده است، دسته ديگری از اينها هم به توطئه گری و آزار و اذيت ديگر مليتها و قوميتها می پرداختند.
اتهامات زيادی در طول تاريخ متوجه يهوديهاست، از جمله اينکه می گفتند آنها عامل انتشار بيماريهايی چون طاعون و تيفوسند زيرا يهوديها بسيار انسانهای ثيفی اند ... اين سؤالات همچنان در ذهن آگاهان جهان وجود دارد ... وقتی انقلاب اسلامی ايران به پيروزی رسيد، بيماری ايدز جهان را فراگرفت و ترس و وحشت زيادی مردم جهان را در برگرفت، حتی پس از حادثه يازدهم سپتامبر نيز بيماری سياه زخم در جهان منتشر شد و بعد از اينکه افغانستان به اشغال آمريکا درآمد اين بيماری نابود شد، در آستانه حمله نظامی به عراق نيز بيماری سارس جهان را فراگرفت و پس از اشغال عراق ريشه کن شد.
در يک سال گذشته آمريکا، انگليس و اسرائيل شکست فضاحتباری را در خاورميانه پذيرفته اند و برای منحرف کردن اذهان از اين شکست، اين بار بيماری آنفلوانزای مرغی در جهان پخش می شود و برای پنج شش ماه افکار عمومی جهانيان را به خود مشغول می کند، هيچ کس نيست بگويد مرغی که دچار بيماری آنفلوانزا شده که توان پرواز از استراليا تا سيبری را ندارد، آن وقت وزير بهداشت ايران هم در صداوسيما می گويد بيماری را در مرزهای ايران کنترل کرده اند، سپس برای دهها ميليون مرغ بيچاره هولوکاست درست و آنها را نابود می کنند، دليل کشتار مرغها نيز اين بود که قيمت مرغ و ميزان مصرف آن را تحت تأثير قرار بدهند.»

به نقل از بی.بی.سی

صحبت‌های مورد اشاره در بالا، نمونه‌ کامل انحطاط فکری عده‌ای کم‌اطلاع و ساده‌اندیش از اطرافیان احمدی‌نژاد است که اکنون تنور مقابله با اسرائیل و قوم یهود را داغ دیده‌اند و شاید به جهت خودشیرینی به نظریه‌بافی و باز پخش افسانه‌های احمقانه اروپایی علیه یهودیان مشغولند.
طنز داستان در اینجاست که اینگونه صحبت‌ها بیشتر از آنکه در ایران و در بین ایرانیان خریدار داشته باشد در اروپا و آمریکا و میان مسیحیان شنونده و تحسین کننده دارد. رسانه‌های غربی به هیچ‌رو تصویر و نظر واقعی مردم کوچه و خیابان را منعکس نمی‌کنند. تنفر مردم از یهودیان و یهودی‌ستیزی در آمریکا و در میان مسیحیان مختلف به‌ویژه گروه‌های تندرو ‌بسیار قابل توجه است و در جاهای مختلف خوانده‌ام که بسیاری از آمریکایی‌ها مواضع احمدی‌نژاد را ستایش می‌کنند و به شدت افکار یهودی‌ستیزانه دارند.

ایرانیان در طول تاریخ میزبان و دوست یهودیان بوده‌اند به گونه‌ای اکنون به جای یهودی ایرانی باید از ترکیب «ایرانی یهودی» استفاده کرد.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 10:10 | نظرات ديگران (3) | دنبالک‌ها (0)

دوشنبه، 5 دسامبر 2006

سياسي

هزار باده ناخورده در رگ تاک است

تاریخ را ورق می‌زدم، به اولین نامه عبدالکریم سروش به محمد خاتمی در دومین سال ریاست جمهوری وی رسیدم. بازخوانی نامه هم خاطره‌ها را زنده کرد و هم گردی از اندوه بر خاطرم نشاند. افسوس می‌خورم و آه می‌کشم که چرا سرنوشت مردمان ایران زمین محتوم به نظر می‌رسد. چرا آنچه که هشت سال قبل‌تر سروش‌ها از آن سخن می‌گفتند بدون کمترین تفاوتی، تنها شدید‌تر و مخرب‌تر، بر پهلوی شکسته ایران زمین فرود آمده است. تنها امیدی کم سو در دور دست بشارتم می‌دهد «گمان مبر که به آخر رسید کار مغان - هزار باده ناخورده در رگ تاک است»

---------------------------------------------
به تنگ چشمی آن ترک لشگری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

حضور حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی رئیس جمهور محترم و محبوب جمهوری اسلامی ایران. پس از تحیت، نیک مستحضرید چندی است جمعی از فرزندان رشید و فهیم این مرز و بوم را به جرم آزادگی و آزادیخواهی و به انتقام وفاداری نسبت به وعده تحقق جامعه مدنی، و به بهانه اخلال در امنیت ملی و از سر تنگ چشمی و مدنیت ستیزی، به زنجیر و زندان افکنده‌اند، و اینک یک ماه است که قلب بی‌تاب مروت و چشم پر آب عدالت بر شومی این مظلمه می‌تپد و می‌گوید.
انقراض دولت مستعجل جامعه مدنی و گرفتار آمدنش در طلسم نهلکه استبداد دینی نشان روشنتر از این نداشت. ناامنی اهل قلم و جریده رفتن‌شان در گذرگاه تنگ عافیت و کم‌بودن طوطی از زغن و شکستن کشتی ارباب هنر و قدر دیدن ناموس‌شکنان و بر صدر نشستن قلم‌فروشان، قصه پر غصه همیشگی تاریخ بلند دیار ماست. اما این بار حادثه‌ای از لولی دیگر بود. طایفه‌ای از ناصحان و مشفقان، پیش‌مرگانه و خوش‌باورانه، با دل سپردن به وعده‌ها و خنده‌های آن خواجه محتشم، دار اول را بر نقد جان زدند و سودای گنج مرادخانه عیش خود را ویران کردند و در «عهد شاه شجاع» می دلیر نوشیدند و حکایت‌هایی را «که از نهفتن آن دیگ سینه میزد جوش» بازگفتند و اسرار هویدا کردند و ندانستند که «درین عهد، وفا نیست» و «عقاب جور گشوده است بال در همه شهر» و آن خواجه را غم خدمتکاران نیست. و وقتی که ترکان تنگ چشم لشکری بر آن درویشان یک قبا حمله آوردند: «رفیقان چنان عهد صحبت شکستند – که گویی نبوده است هیچ آشنایی» و اینک که آن بی‌پناهان و بی‌گناهان، یوسف‌وار، به حکم عسس در کنج محبس نشسته‌اند و لقمه اندوه از سفره تنهایی برمی‌گیرند و در دهان صبر می‌گذارند و به خرقه کرامت عرق ستم از پیشانی شرف پاک می‌کنند، چه پیامی برای بیرونیان و مدعیان دارند جز اینکه:
کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد
که چنانم من ازین کرده پشیمان که مپرس
جناب آقای خاتمی، آن را که خانه‌نشین است، بازی نه این است. دریای حق و آزادی موج خون‌فشان دارد و «عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها». به ساکنان خانه‌های چوبین نفت‌اندازی آموختن و پروانگان را در آتش معاشقه با شمع سوختن و شعار دادن و وعده‌کردن و وفای آن را از فداکاران بی‌پناه خواستن و وفا‌کنان را به دست جفای قضا سپردن و زجر و زنجیر و خصومت و خشونت عدالت‌ستیزان را دیدن و سربالا نکردن و همه سخن از لطف و جمال و جلوه و عشوه حریت و انسان گفتن، و خسروانه خنده‌زدن و به‌ نامی از حق و قانون شیرین‌کام بودن و بر سر فرهاد‌کشان فریاد نکردن، آیا خسران خسروان و خجلت خردورزان را در پی نخواهد داشت؟
ای عزیز، چوبه‌های دار را برای اناالحق گویان آماده کرده‌اند و تو می‌بینی و باز هم منصور صفتان را به انالحق گفتن می‌خوانی و نصرنی نمی‌کنی؟
چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی
باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی؟
شما اهل قلم و قدر سخن را خوب می‌شناسی. در دبار ما بی‌پناه‌تر و ناکام‌تر از این طایفه از مادر ایام نزاده است. مزرعه نورس جامعه مدنی را چشمان نمناک همین محرومان بی‌توقع، و آزادگان ناآویخته از قلاب‌های قدرت، آبیاری کرده و می‌کند، و اگر این چشمه را هم به خاک بپا کنند، امید سقایت از کدام منبع دیگر می‌توان داشت؟
روزی که دو تن از مهتران کابینه را با مشت و لگد فرو کوفتند و آن عزیز آشکارا بر آشوب‌گران خشم گرفت و کشف آن خبر فرمود، دانستم که «پریشانی این سلسله را آخر نیست». قیاس کردم و با خود گفتم فروبستن روزنامه‌ای، کم از فروشکستن چشم و چانه‌ای نیست و سبوشکنان اگر مستحق ملامتند، خم‌شکنان را چرا نباید زجر و عقوبت کرد؟ و شخص حقیقی اگر حرمت دارد، شخصیت حقوقی حرمتش کمتر نیست. و دست اگر شریف است، دیده صدبار شریف‌تر است و شیر علم را با شیر بیشه چه نسبت است؟ فرزانه فرهیخته‌ای که مردم دیده روشنایی و شمع خلوت‌گه پارسایی است، چرا نباید دیده‌وران و شمع‌صفتان را برتر بنشاند و منزلتی افزون‌تر بخشد و در دفاع از آنان خروش بیشتری بنماید؟ از این پیش‌مرگان که پرچم حریت به دست گرفته‌اند و فداکارانه در میدان عدالت ایستاده‌اند و سهام سهمگین عداوت را به جان خریده‌اند و پیشروترین مومنان و بانیان جامعه‌مدنی‌اند، پس چه کسی باید دفاع کند؟ مسئول آن همه تهدید و خطر و زجر و ناامنی و محرومیت آنان کیست؟ دست‌های ناپاک امنیت‌ستان حمله استبداد دینی را که کمترین عتابی از کهترین مقامی نمی‌شنوند چه کسی باید ببرد؟ این نسل امیدوار و فداکار، که دل‌برده ندای جامعه‌مدنی شدند، و بی‌اعتنا به توصیه‌های استبدادفروشانه مشتی خودکامگان ریاست‌جو، صندوق‌ها را آبستن آرای آرمان‌جویانه خود کردند، به کجا و چه کسی باید تکیه کنند؟ «صعب‌روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی» است. حرامیان بنگ و افیون را با هم خورده‌اند و خاک و خار در چشم مروت می‌زنند و تیغ و طپانچه بر چهره حریت می‌کشند و منادیان جامعه‌مدنی در بهت و بساطت، بر جنازه عشاق مدنیت سوگواری می‌کنند و بر قربانیان معدلت اشک غم می‌افشانند: همین و بس.
خاتمی که آمد گفتم فاتحت است، نه خاتمت، اما اینک به چشم سر می‌بینم که نامه تعزیت جامعه‌مدنی را نوشته‌اند و قهوه خاتمت حقوق بشر را خورده‌اند، بی‌پروا شکنجه می‌دهند و دست و دهان می‌شکنند و جریده می‌درند و به آزادیخواهان اشتلم می‌کنند و در رسم عاشق‌کشی و شیوه‌شهر آشوبی استادتر شده‌اند و به نام خدای لطیف و دین حنیف جلوه‌ها می‌فروشند و عشوه‌ها می‌خرند و تملق‌ها می‌کنند و معلق‌ها می‌زنند و اینها همه در مسمع و منظر عزیزی است که آمده است تا بساط تبعیض برچیند و بنای تزویر را فرو ریزد و بر حقوق ضایع‌شده این قوم انگشت تاکید نهد و حرمت انسان را به انسان ایرانی بازگرداند و حق را برتر از تکلیف بنشاند و تحقیق را بر تقلید فزونی بخشد و انحصار و عصبیت را به کثرت بدل کند و جریان آزاد اطلاعات را سهولت بخشد و عادلانه در را به روی آزادی بگشاید و آزادی را محدود به عدالت کند و گلوی استبداد را بفشرد و خودکامگی دینی را گردن بزند، و دین را از تفسیر رسمی دین ‌رها و جدا کند و حق ویژه برای هیچ طایفه‌ای باقی ‌نگذارد، و دولت و رهبر را مکلف و مهیای پاسخگویی به مردم کند، و سرپنجه بلفضولان و ربایندگان حقوق مشروع مردم را بشکند، و قضا نه آلت قدرت که خادم عدالت کند، و نهادها و حزب‌ها و شخصیت‌های حقوقی را رواج و وسعت و عزت بخشد و وزنه‌های سنگین شخصیت‌ها را که حاجب قانون و هادم حقوق آدمیانند بفشارد و بتراشد و ناقدان را عزیزتر از منفادان بدارد و تماشاگری را به بازیگری در عرصه سیاست بدل کند، و خرد بشوراند و شور بی‌خردانه را فرونشاند و حق عقل را در کنار حق عشق بدهد و گوهر دین را که اخلاق است آفتابی کند، و مدیریت علمی را به جای مدیریت غیرعلمی بنشاند و قانون را جانشین میل و فرمان این و آن کند و به خلفی که دیری است جفا دیده، این بار درس وفا بدهد.
جناب آقای خاتمی، «از تبسم‌های شیر ایمن مباش»! مطبوعات رکن رکین و حبل متین و ستون رابع و حرز مانع جامعه‌مدنی‌اند و در جامعه ما حتی از احزاب کارآمدترند. پیکار بی‌امانی که دشمنان جامعه‌مدنی با مطبوعات آغاز کرده‌اند، گواه صحت این تشخیص است، می‌دانم و می‌بینم که پاره‌ای از همکارانتان، که تبسم‌های شیر را دیده و مفتون شده‌ بودند و عاشقانه در ستایش زیبایی و دلربایی آن داد سخن می‌دادند، از هیبت آن اینک بر خود ترسیده‌اند. شیر آزادی البته مهیب است و هر چه نزدیک‌تر شود مهیب‌تر می‌شود. عشق به آزادی کافی نیست. ستایش‌گری محض هم راهی به دهی نمی‌برد. شجاعت همنشینی با این اسدالله کجاست؟ نوبت گفتارهای عاشقانه گذشت. امروز محتاج کردارهای دلیرانه‌ایم.
تهاجم کینه‌توزانه‌ای که شوربختانه علیه مطبوعات و امنیت اهل قلم و به قصد تحدید آزادی مشتاقان و دلسوزان جامعه‌مدنی در جامعه قانون و در پرده قضا می‌رود، و گاه به عفونت بهیمیت و سبعیت هم آلوده می‌شود، به هیچ‌رو زیبنده قومی نیست که صندوق‌ها را با آرای خود به رقص و طرب درآوردند و در دل ماتمکده تاریخی این قوم، سماعی فلکی آفریدند. این تهاجم‌ها هم علت و هم علامت افول و انحطاطند، این قوم شما را برگامشته‌اند تا نه تماشاگر بل پیکارگر با خفت و ذلت و پیام‌آور و پاسدار عزت آنان باشید.
آقای خاتمی می‌بینم که «مخالفان تو موران بدند و مار شدند» و می‌پرسم آیا این غارت‌ها را، غیرتی در پی نخواهد بود؟
مکن که کوکبه دلبری شکسته شود
چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند
اجازه بدهید من به جای شما با این قلم‌شکنان و حامیان و مشوقانشان، منذرانه بگویم که در افتادن با اهل قلم، کار خوش عاقبتی نیست. سود و سرمایه را با هم خواهد سوخت.
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند
قصد این قوم خطا باشد، هان تا نکنی
اگر دوستند با آنان مروت کنید و اگر دشمنند، مدارا کنید که آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است.
ای پروردگار قسط و قرائت و قلم، بیش از این جریده‌ها را دریده مپسند، آسمان ابری اندیشه‌ها را آفتابی کن. بر مزرعه خشک و نورس جامعه‌مدنی ایران، باران مدارا و مروت فرو ریز. و دهقان مصیبت‌زده را دریاب. و لم اکن بدعاءک رب شقیا. آمین
عبدالکریم سروش
یکم آذرماه 1377

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 09:14 | نظرات ديگران (3) | دنبالک‌ها (0)

پنجشنبه،24 نوامبر 2006

سياسي

می‌خواستیم غنی‌سازی را تعلیق کنیم، فوتبال تعلیق شد

همه جا صبحت از تعلیق غنی‌سازی اورانیوم به صورت داوطلبانه یا اجباری به صورت موقت یا دائم است، آنوقت این وسط به جای اتم و اورانیوم، فوتبال تعلیق می‌شود.
پیشنهاد می‌کنم تیم مقابله با تعلیق غنی‌سازی اورانیوم به مقر فیفا اعزام شود تا اندکی از دانش و تجربه خود در عرصه بین‌المللی را در این سازمان امتحان کند. روزنامه ایران ورزشی طنزی دراین‌باره نوشته که در زیر عینا نقل می‌کنم:

-----------------------------
از زبان طنز
بازتاب تعليق فوتبال ايران
حسين قديانى- همان طور كه مى دانيد فيفا نامردى كرد و بالاخره فوتبال ايران را به حال تعليق درآورد. در همين رابطه نظرات برخى كارشناسان را جويا شديم كه در زير مى آيد:
دكتر احمدى نژاد: كشورهاى اسلامى بايد براى اداره بهتر فيفا چاره انديشى كنند!
سيدمحمد خاتمى: فيفا پيام دوم خرداد را نگرفته است!
قاليباف: تعليق فوتبال ايران، اصول گرايى نيست!
كروبى: قبل از اينكه بخوابم فوتبال ايران در حال تعليق نبود؛ بيدار كه شديم كانه اصحاب كهف ديدم فوتبال را تعليق كردند!!
محمدجواد ظريف: ما بايد فوتبالمان را خودمان داوطلبانه به حال تعليق درمى آورديم!
حجاريان: هنوز به شعار فشار از باشگاه - چانه زنى در جايگاه اعتقاد دارم!
حسين شريعتمدارى: از NPT كه خارج نشديم، لااقل از فيفا خارج شويم!!
محسن كديور: در كجاى قرآن آمده كه فيفا نمى تواند فوتبال ايران را به حال تعليق درآورد؟!
سعيد الصحاف: اين مسأله را تكذيب مى كنم!
وليد جنبلاط: تعليق فوتبال ايران، كار سوريه است!!!
يك روزنامه نگار: ما بايد تقواى ورزشى خود را به فيفا ثابت كنيم!
على پروين: تعليق فوتبال، تقصير معدنچى بود!
ناصر حجازى: تاكسى مى خرم و با مردم حرف هايم را مى زنم!
اصغرزاده: كارگزاران و مشاركت مقصر اصلى هستند!
انصارى فرد: پول شاكى ها را كه بدهيم، بلاتر را به پرسپوليس مى آوريم!!
يك تماشاگر: فيفا، دقت كن!!
امير قلعه نويى: ما كه رفتيم آسيا، ... فيفا!!
جاسبى: براى اعتمادسازى، دانشگاه آزاد واحد فيفا را تأسيس مى كنيم!
كيم ايل سونگ: به لج فيفا، جمعه همين هفته در ورزشگاه آزادى، كره شمالى با كره ماه يك بازى دوستانه برگزار مى كند!
اولمرت: همين كه ايرانى ها به ۲ لژيونر خود لقب موشك هامبورگ و هلى كوپتر داده اند، نشان مى دهد كه ايران مى خواهد از طريق فوتبال، بمب اتمى بسازد!
بوش: از البرادعى خواستيم انرژى هسته اى ايران را تعليق كند، بلاتر فوتبال ايران را تعليق كرد!
رايس: ايران بايد بازيهاى ملى خود را در خاك روسيه برگزار كند!!

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 18:41 | نظرات ديگران (1) | دنبالک‌ها (0)

سه‌شنبه، 8 نوامبر 2006

سياسي

شکست بوش در انتخابات

ماه گذشته و به‌ویژه سه‌شنبه این هفته، جغرافیای سیاسی آمریکا صحنه رقابت و مبارزات انتخابی گروه‌های مختلف سیاسی این کشور مخصوصا احزاب دموکرات و جمهوری‌خواه برای پیروزی در کنگره یا همان مجلس قانون‌گذاری بود.
در انتخابات دیروز تمامی 435 صندلی مجلس نمایندگان در انتخابات دوره‌ای و 33 صندلی مجلس سنا در انتخابات میان‌دوره‌ای به رقابت گذاشته شده بود.
اکنون در اولین ساعات بامداد چهارشنبه به وقت ایالات متحده، پیش‌بینی‌ها و نتایج منتشر شده در شعب رای‌گیری حکایت از پیروزی حزب دموکرات بر جمهوری‌خواه، بدست‌آوردن اکثریت در مجلس نمایندگان و رقابت پایاپای در مجلس سنا دارد.
انتخابات سه‌شنبه در آمریکا نشان داد:
1- مردم آمریکا از سیاست‌های حزب جمهوری‌خواه و جورج‌بوش در عراق ناراضی‌اند.
2- مردم آمریکا از فساد سیاسی گسترده در قلب سیاست این کشور ناراضی‌اند.
3- مردم آمریکا با نقض آزادی‌های مدنی توسط دستگاه‌های دولتی این کشور به‌ویژه سازمان‌های اطلاعاتی مخالف‌اند.

دو سال باقی‌مانده از دوره دوم ریاست‌جمهوری جورج‌بوش، پایان یکه‌تازی‌ها و تک‌روی‌های سیاسی وی خواهد بود. بوش دیگر قادر نیست وقیحانه به اعمال سیاست‌های غالبا غلط، تکسویه و افراطی خود بپردازد. حضور آمریکا در عراق و دخالت‌های آن در نقاط دیگر جهان تغییر خواهد کرد.
امیدوارم، پیروزی دموکرات‌ها منجر به شروع تغییرات گسترده در سیاست‌های داخلی و خارجی دولت آمریکا شود.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 10:54 | نظرات ديگران (6) | دنبالک‌ها (0)

یکشنبه،30 اکتبر 2006

سياسي

بخش ‌هایی از گفتگوی مشهور اوریانا فالاچی با محمدرضا شاه پهلوی

اوريانا فالاچی : هنوز يک لبخند در صورت شما از يک شهاب در آسمان ناياب‌تر است. آيا شما هيچ وقت می‌خنديد اعلي‌حضرت؟

محمدرضا پهلوی : فقط وقتی که موضوع خنده‌داری اتفاق بيفتد. اما اين موضوع بايد خيلی خنده‌دار باشد که غالبا اتفاق نمی‌افتد. نه ، من از آن آدم‌هايی نيستم که به هر موضوع احمقانه‌ای بخندم . اما شما بايد درک کنيد که زندگانی من هميشه يک زندگانی سخت و دشوار و خسته‌آ‌ور بوده است. فقط دوازده سال اول سلطنت مرا تصور کنيد که مجبور بودم چکارکنم، و تازه من به رنج‌های شخصی خودم کاری ندارم، من به رنج‌هايم در نقش يک شاه اشاره می‌کنم. البته من نمی‌توانم خودم را از شاه جدا کنم. پيش از مثل يک «مرد بودن»، من يک شاهم. شاهی که سرنوشتش به اتمام رساندن ماموريتش است. بقيه اهميتی ندارد.

فالاچی : خدای من ، اين بايد شما را بسيار آزار دهد! منظورم اين‌ است که بودن در نقش يک شاه به جای يک انسان شما را تنها و بی‌کس می‌کند.

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 19:48 | نظرات ديگران (8) | دنبالک‌ها (0)

جمعه،21 اکتبر 2006

سياسي

چرا اعدام؟ چرا ناراحتی

وقتی خبر برگزاری نمایشگاه نقاشی‌های دختری محکوم به اعدام با نام دلآرا دارابی را در بی.بی.سی خواندم به شدت شوکه شدم. شوکه شدنم بیشتر از این جهت بود که خبر حکایت از تایید حکم قریب‌الوقوع اعدام دختری «جوان»، «نقاش»، «هنرمند»، «موزیسین»، «زیبا» و «بسیار عاطفی» داشت.
خبر تکان دهنده بود و ناراحت کننده.
خواندن این جملات از زبان دلارا داستان را ناراحت‌کننده‌تر می‌کرد: «من که از چهار سالگی زندگی‌ام را با رنگ‌ها تقسيم کرده بودم، در آستانه ۱۷ سالگی آن‌ها را گم کردم. سرخ کبود را به جای لاجورد گرفتم و جای آسمانی، خاکستری پاشيدم. من رنگ‌ها را گم کردم و اينک تنها چهره‌ای که هر روز در برابرم ديده می‌گشايد، ديوار است. من دلآرا دارابی ۲۰ ساله، متهم به قتل، محکوم به اعدام، سه سال است که با رنگ‌ها و فرم‌ها و واژه‌ها از خودم دفاع می‌کنم. اين نقاشی‌ها سوگندی است به جرمی ناکرده. تا مگر رنگ‌ها مرا به زندگی بازم گردانند. از پشت ديوارها به شما که به ديدن نقاشی‌هايم آمده‌ايد سلام و خير مقدم می‌گويم.»
شنیده‌ام که تعداد زیادی از وب‌لاگ‌ها و گروه‌های فعال حقوق‌بشر و مبارزه با اعدام و دفاع از زندانیان در تلاشند تا جلوی اجرای این حکم را بگیرند. همینطور شنیده‌ام تلویزیون صدای آمریکا به پخش برنامه‌های مرتبط مشغول شده و سعی دارد تا به نحوی اذهان عمومی را نسبت به این ماجرا آگاه کند.
اما سوال من از خودم این است که اگر دلآرا 20 سال نبود؟ اگر دلآرا زیبا نبود؟ اگر دلآرا نقاش و هنرمند نبود؟ اگر دلآرا نمی‌توانست احساساتش را به این شکل تاثیرگذار به دیگران انتقال دهد، باز هم من و دیگران به داستان او فکر می‌کردیم یا حداقل تا این حد افسوس می‌خوردیم؟
همینطور از خودم می‌پرسم فرض کنیم دلآرا نه در زمان 17 سالگی که در سن بیست سالگی مرتکب قتل شده بود و به راستی قاتل نیز بود و جان انسان بی‌گناهی را گرفته بود (تاکید می‌کنم اینها همه فرض است.) آیا من و شاید دیگران باز هم می‌توانستیم بدون توجه به سن او، به احساسات موجود در نوشته‌هایش، به نقاشی‌هایش نسبت به عملی که انجام داده بود، موضع بگیریم؟
از خودم می‌پرسم آیا نمی‌شود آدم کار اشتباه کند، کار بد کند، به دیگری آسیب برساند و هنوز نقاش باشد، با احساس بنویسد، با احساس زندگی کند و زیبا باشد؟
واقعا نمی‌دانم شاید هم نشود.
به هر حال کاری ندارم که دلآرا گناه‌کار است یا نه. جان انسان دیگری را گرفته یا نه. هرچه باشد، با اعدام مخالفم و قصاص نفس را عملی خیراخلاقی در دنیای امروز می‌دانم.
آرزو می‌کنم که پیگیری همه کسانی که درگیر این پرونده شده‌اند به نتیجه برسد تا از قصاص نفس دختری هنرمند و زیبا جلوگیری شود.

مرتبط:

- اعتراض عفو بین‌الملل

- عکس‌های نمایشگاه

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 17:22 | نظرات ديگران (1) | دنبالک‌ها (0)

چهارشنبه،24 اوت 2006

سياسي

احمدی‌نژاد: من تاکنون با 100 رئیس دولت دیدار کرده‌ام


از سال ۱۳۶۰ و با کشته شدن ريس‌جمهور و نخست وزیر وقت، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، در انفجار دفتر نخست وزیری، دوم تا هشتم شهریورماه که سالروز این واقعه است را هفته‌ی دولت نام‌گذشته‌اند. این هفته می‌تواند فرصتی برای بررسی عملکرد یکساله‌ی دولت نیز باشد. دولت نهم بخشی بزرگی از دوران خدمت خود را در سفر به سر برده است. سفرهایی که به سفرهای استانی موسوم گشته‌اند و سفرهای خارجی که در میان تمام روسای جمهوری اسلامی، رئيس جمهور محمود احمدی‌نژاد رکورددار آن است.

احمدی‌نژاد چند روز پيش در خاتمه‌ی هجدمين سفر استانی هيات دولت گفته است «من تا كنون با ۱۰۰ رئيس جمهور ملاقات كرده‌ام و قريب به اتفاق آنها در طول مذاكراتشان يكی از خواسته‌هايشان اين بوده كه ما به آنها در سازماندهی اقتصاد، آموزش و فرهنگشان كمك كنيم. آنها ما را به عنوان يك الگو انتخاب كرده‌اند.» [اعتماد ملی، به نقل از ايسنا ۲۶ مرداد]

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 10:02 | نظرات ديگران (3) | دنبالک‌ها (0)

یکشنبه،24 ژوئیه 2006

سياسي

چهار کودک و هزینه‌های جنگ


نوشتار کارل پرسی، خبرنگار سی.ان.ان از لبنان

طیره، لبنان – سی.ان.ان: آخرین باری که نشسته بودم تا چیزی بنویسم، نوشته‌ام مربوط به هزینه‌های جنگ بود. وقتی روزهای بعد فکر می‌کردم، آخرین کلماتی که نوشتم این بود: چه کسانی خواهند مرد؟
امروز، متوجه شدم.
در مقابل پسربچه‌ای 8 سال روی تخت بیمارستان ایستاده‌ام و به این فکر می‌کنم که «درگیری خاورمیانه» و «هزینه‌های جنگ» به نظر بی‌پایان و بی‌‌نتیجه می‌رسد. درد‌های پسربچه که با ناراحتی از شوک حاصل از حادثه می‌لرزد و از چشم‌هایش خون می‌آید، شرح نمی‌تواند داد.
اسم این کودک محمود منصور است که در جریان حادثه‌ای به شدت دچار سوختگی شده. در بیمارستان روی تخت کنار او خواهر 8 ماهه‌اش، ماریا، نیز دچار سوختگی شده. بالاسر فرزندان سوخته، مادر ایستاده است. نهادر نام دارد. بالا سر دخترش ایستاده و به پسرش نگاه می‌کند و احتمالا در فکر شوهر کشته شده‌اش است. بوی گوشت سوخته فضا را پر کرده.
قصه خانواده منصور داستانی متداول است. قصه‌ای که احتمالا همه ما آن را تجربه کرده‌ایم. این خانواده برای گذراندن تعطیلات به ساحلی آفتابی و زیبا آمده‌اند، اما این ساحل در جنوب لبنان قرار دارد.
آنها مانند هزاران لبنانی دیگر، در حال فرار از جریان درگیری‌ها هستند. سوار بر اتومبیل با بیرون آوردن پرچمی سفید می‌خواهند خود را به شمال لبنان برسانند، اما که یک موشک یا بمب اسرائیلی به ماشین آنها برخورد می‌کند.

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 09:00 | نظرات ديگران (2) | دنبالک‌ها (0)

چهارشنبه،20 ژوئیه 2006

سياسي

تا 32 روز دیگر جواب نمی دهیم

بالاخره شورای عالی امنیت ملی کشورمان با صدور یک بیانیه رسمی ظرف چند ماه گذشته، تکلیف اروپایی ها را مشخص کرد و به گفتن حرف های چند پهلو و دادن تاریخ های مختلف از زبان مسئولین مختلف راجع به اعلام موضع رسمی ایران در قبال بسته تشویقی گروه 5 بعلاوه 1 پایان داد.
طبق این بیانیه که متن کامل آن به نقل از خبرگزاری فارس در زیر آمده است، ایران تا بیست و دوم ماه اوت یعنی 32 روز دیگر به بسته پیشنهادی اروپا پاسخ خواهد داد. این تاریخ تقریبا با زمانی که شورای امنیت سازمان ملل قرار است پرونده ایران را بررسی کرده و مجددا تصمیم گیری کند مقارن است. یعنی آنکه دستگاه دیپلماسی ایران، تصمیم گیران شورای امنیت را تا آخرین روز در نوعی برزخ قرار خواهد و جلوی همراهی دو عضو دائم شورا، چین و روسیه را با سایر اعضا دائم خواهد گرفت.
آنطور که از متن بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بر می آید، تا این لحظه مواضع ایران در رابطه با غنی سازی و تولید سوخت هسته ای هیچ تغییری نکرده به استثنا آنکه ایران تمایل دارد در قالب یک برنامه ریزی مورد توافق طرفین به مذاکرات ادامه دهد. با توجه به این موضوع به عقیده من بسیار بعید به نظر می رسد که در ظرف 32 روز آینده تغییرات جدی مانند تصمیم به تعلیق غنی سازی اورانیوم در مواضع ایران رخ دهد و با توجه به چنین فرضی احتمال پذیرفتن کامل بسته تشویقی 5+1 بسیار کاهش پیدا می کند.
-----------------------------------------------
به گزارش خبرگزاري فارس ،دبيرخانه شوراي امنيت ملي كشورمان در اين بيانيه اعلام كرد:

الف) جمهوري اسلامي ايران طبق برنامه مصوب و براي تامين و توليد 20 هزار مگاوات برق هسته اي طي 20 سال آينده، توليد بخشي از سوخت هسته اي را درداخل برنامه ريزي كرده و تلاش مي كند سوخت مورد نياز خود را تامين نمايد.

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 06:24

پنجشنبه،30 ژوئن 2006

سياسي

ویدئوهای القاعده

سازمان القاعده واحد رسانه‌ای به نام السحاب دارد که اقدام به تهیه ویدئوها و تصاویر تلویزیونی از فعالیت‌ها و اطلاعیه‌های مقامات ارشد القاعده می‌کند و آنها را جهت استفاده رسانه‌های عمومی جهان به صورت کاملا مخفیانه و با پرهیز از ردیابی شدن توسط سازمان‌های اطلاعاتی و پلیسی کشورهای مختلف جهان به دست شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه‌ها می‌رساند.
به نوشته دانشنامه ویکی‌پدیا السحاب از دستگاه‌ها و تجهیزات جدید ویرایش و تهیه تصاویر تلویزیونی استفاده می‌کند و کلیپ‌های تهیه شده توسط ارگان اطلا‌ع‌رسانی القاعده با استاندارد‌های غربی از کیفیت مطلوبی برخوردار است.
از آنجایی که این کلیپ‌ها و محتویات آنها به نظرم جالب رسید، در زیر تعدادی از آنها را که از وب‌سایت YouTube پیدا کرده‌ام، قرار می‌دهم.

برخی از ویدئوها حاوی صحنه‌های دلخراش است و به همین‌خاطر از کسانی که ممکن است از دیدن چنین صحنه‌هایی ناراحت شوند، تقاضا دارم از دیدن این ویدئوها پرهیز کنند.
اعمال و اقدامات القاعده به عقیده من کاملا غیرانسانی و غیرقابل دفاع است و با هیچ منطقی نمی‌توان آن‌را توجیه کرد. قرار دادن ویدئوهای زیر در این وبلاگ فقط به جهت اطلاع بازدیدکنندگان محترم می‌باشد و از نظر من کلیه اقدامات القاعده شدیدا محکوم است.
امیدوارم روزی فرا رسد که سایه ننگین و نکبت‌بار القاعده بر سر اسلام و مسلمانی سنگینی نکند.


Disclaimer: The above videos are being embedded in this post from YouTube.com . These videos do not reflect the opinions of Seyed A Jazayeri. Seyed A Jazayeri is not responsible for content, functionality or the opinions expressed in the videos of YouTube.com.
Seyed A Jazayeri hereby strongly condemns all the brutalities and crimes committed by Al Qaeda.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 09:36

دوشنبه،20 ژوئن 2006

سياسي

منطقم خوب چیزیه

این مطلب با اینکه با سفر من به آمریکا مرتبط است اما بیشتر سیاسی است تا مهاجرتی.
داستان مربوط به یک‌سری از ایرانی‌های مقیم خارج از کشور است که اتفاقا من با یکی از آنها،چند هفته است که بنا به ضرورتی ارتباط روزانه دارم.
قصه از این قرار است که گروهی از ایرانیان که سال‌هاست خارج از ایران زندگی کرده‌اند و گروهی هستند که قبل از انقلاب سال 57 به خارج از کشور آمده‌اند، به این معنا که دلیل مهاجرت آنها نارضایتی از وضعیت پس از انقلاب نبوده، و از سوی دیگر از آن دسته از ایرانیانی بوده‌اند که خیلی ایرانی باقی مانده و سعی کرده‌اند از طریق خواندن کتاب و نشریات ایرانی و اخیرا هم اینترنت ارتباط خود را با ایران حفظ کنند و از بد روزگار معمولا در این مدت هم سفری به ایران نداشته‌اند یا حداکثر یکی دو بار آن هم برای مدت بسیار کوتاهی به ایران سفر کرده‌اند، دچار یک نوع حالت هم‌دردی و فهم مشترک با مفاهیم و مسئولین جمهوری‌اسلامی به شکل بسیار افراطی شده‌اند. یعنی برخلاف بسیاری از ایرانیانی که اینجا به شدت ضد انقلابند، اینها از آن‌طرف بام افتاده‌ و کاتولیک‌تر از از پاپ شده‌اند.
نگاه این گروه به ایران و سیاست‌های ایران و دنیا به گونه‌ایست که معتقدند هر عملی جمهوری‌اسلامی انجام می‌دهد درست است و جالب اینکه برای چنین عقیده‌ای توجیهات بسیار منطقی!! برای ارائه کردن دارند.
مثلا اگر صحبت از جلونکشیدن ساعت شود. یک ساعت می‌توانند راجع به اینکه چرا دولت تصمیم درستی گرفته و الان در همه جای دنیا مسئولین به‌ویژه در آمریکا به دنبال چنین تصمیمی هستند صحبت کنند.
اگر صحبت از مبارزه با بدحجابی شود، صحبت از تجمعات دانشجویی شود، صحبت از اعدام شود، صحبت از صداوسیما شود، صحبت از دیپلماسی خارجی ایران در 27 سال گذشته شود، صحبت از عملیات انتحاری شود، صحبت از حسن و قبح خشونت‌های مسلمانان شود،خلاصه صحبت از موضوعی شود کاملا نظراتی مشابه و گاهی غلیظ‌تر از موضوع رسمی جمهوری‌اسلامی و گاهی اوقات جناح راست ارائه می‌دهند.
خیلی جالب است که این افراد آنقدر در استدلال و شیوه فکری‌شان قاطع هستند و تصور می‌کنند که حتما درست فکر می‌کنند که اگر آدم یک ماه با آنها دائما معاشرت کند، نه تنها مطمئن می‌شود که تاکنون اشتباه فکر می‌کرده که به این نتیجه می‌رسد که خود آقایان حاضر در سیستم هم اگر گاهی انتقادات شخصی و داخلی می‌کنند در اشتباه هستند.
دردناک‌تر اینکه این افراد نه منافع سیاسی دارند که از سر منفعت موضع‌گیری کنند و نه افراد کم‌هوش و کم‌دانشی هستند که مواضع آنها را به حساب هوش و سواد کمشان بگذاریم.
باید پرسید که آخر برادر من، خواهر من، شما که اینقدر دلت برای ایران تنگ شده، اینقدر مملکتت را، حکومتت را دوست داری چرا 15 هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر نشستی جرات نمی‌کنی برگردی از این وضعیت ایده‌آل استفاده کنی.
واقعا چقدر دور بودن از جریانات اجتماعی می‌تواند افراد را از واقعیت دور کند و ذهن‌ها را در یک‌سری چرخه‌های انتزاعی و گاهی داهیانه بیندازد، به گونه‌ای که به کلی از واقعیت منحرف شوند.
تصور کنید،‌ منبع تغذیه تحلیل‌ها و اخبار یک نفر، برنامه کنکاش تلویزیون جام‌جم صداوسیما باشد. حاصل معلوم است چه چیزی از آب در خواهد آمد.
فکر کنم اگر ده‌نمکی را هر روز می‌دیدم بیشتر می‌توانستیم اشتراکات فکری و نظری داشته باشیم تا اینکه هر روز با یکی از افرادی که در بالا شرح دادم معاشرت کنم. با این همه اینجا تا این لحظه که کف‌گیر به ته دیگ دوستان مقیم فرنگ خورده و همین هم کلی غنیمت است.:)

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 08:38 | نظرات ديگران (4)

پنجشنبه،16 ژوئن 2006

سياسي

رآکتورهای جدید هسته‌ای و نقش آن در آینده انرژی

آژانس متولی توسعه انرژی هسته‌ای در آمریکا خبر از به بازار آمدن نسل جدیدی از رآکتورهای هسته‌ای داده که به میزان قابل توجهی به صرفه است، از لحاظ نگرانی‌های ایمنی بسیار بهبود یافته و تولید زباله‌های اتمی را به حداقل می‌رساند و می‌تواند از گسترش سلاح‌های اتمی جلوگیری کند.
اما متاسفانه در دنیای انرژی هسته‌ای، گفتن حرف‌های خوب کافی نیست. آمریکا یک‌بار با خوش‌اقبالی از وقوع یک فاجعه هسته‌ای در یکی از رآکتورهای این کشور در جزیره تری‌مایل جلوگیری کرده است. در سال 1979 میلادی رآکتور اتمی واقع شده در این جزیره بیش از حد مجاز گرم شد، اما خوشبختانه تشعشعات بسیار کمی به بیرون از رآکتور نشت کرد و حادثه تلفات جانی در بر نداشت. اما اروپا به اندازه آمریکا خوش‌اقبال نبوده است. در جریان حادثه چرنوبیل در اوکراین در سال 1986 ده‌ها نفر در جا کشته شدند و سلامتی حداقل ده‌ها هزار نفر با آسیب‌های جدی مواجه شد. حتی با وجود آنکه انرژی هسته‌ای با سلاح‌های هسته‌ای ارتباطی ندارد، مردم جهان دلایل بسیار خوبی در دست دارند که نسبت به ایمن بودن رآکتورها و ادعاهای جدید در مورد آن ظنین باشند.

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 21:14

دوشنبه، 6 ژوئن 2006

سياسي

متن کامل سخنرانی گنجی در مراسم اهدای قلم آزادی

سخرانی بیاد ماندی گنجی در کنفرانس انجمن جهانی روزنامه‌ها چنان زیبا و بیادماندنی‌ است که باید بارها خوانده شود.




به نام حق

خانم ها، آقايان
در اينجا، در ابتداي سخن، در حضور نمايندگان رسانه‌هاي جهاني، مراتب تشكر و قدرداني خود را از انجمن جهاني روزنامه‌ها [World Association of Newspapers] به دليل اعطاي قلم طلايي اعلام مي‌دارم. گرچه اين جايزه را حق خود نمي‌دانم، اما آن را حق آزاديخواهان و دگرانديشان ايراني مي‌دانم. اگر قرار است اين جايزه به آزاديخواهان ايراني تعلق بگيرد، در واقع حق كساني است كه در راه دفاع از آزادي و حقوق بشر طي قتلهاي زنجيره‌اي از طريق سلاخي به قتل رسيدند. اين جايزه حق زندانياني است كه در تابستان 1367 در زندانهاي سراسر كشور اعدام شدند. اين جايزه حق افرادي است كه در راه اطلاع رساني، روزنامه‌نگاري و دفاع از آزادانديشي ترور و فلج شدند. اين جايزه حق كليه دگرانديشاني است كه طي سالهاي گذشته زنداني و از حقوق اجتماعي محروم شدند. اين جايزه بايد به افرادي تعلق گيرد كه به خاطر دگرانديشي و دگرباشي مجبور به مهاجرت از كشور شدند و در غربت غرب، با خاطره ايران عمر را سپري مي‌كنند و نمي‌توانند به كشور بازگردند. اين جايزه به روشنفكراني تعلق مي‌گيرد كه طي دو دهه گذشته ايرانيان را با انديشه آزاديخواهي آشنا كردند. من در اينجا به نمايندگي از سوي همه آنها اين جايزه را دريافت مي‌كنم و با اين عمل خاطره مبارزات شكوهمند همه آنان را پاس مي‌دارم. آنچه پس از اين گفته خواهد شد، حاوي نظرات يك دگرانديش ايراني در خصوص مسائل كنوني جهان است و بايد آن را مصداق "به صداي بلند فكر كردن" و طرح مسئله براي تبادل نظر و گفت‌وگوي انتقادي-استدلالي تلقي كرد. متن حاضر، فشرده متنِ مفصلِ اصلي است كه به صورت مكتوب تقديم حضار محترم خواهد شد.

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 20:29 | نظرات ديگران (2)

دوشنبه، 9 مه 2006

سياسي

بخش‌هایی از نامه احمدی‌نژاد به بوش

The following are excerpts from a letter sent by Iranian President Mahmoud Ahmadinejad to U.S. President George W. Bush. The White House received it Monday through the Swiss Embassy in Tehran.
---
"Of course Saddam was a murderous dictator. But the war was not waged to topple him, the announced goal of the war was to find and destroy weapons of mass destruction. He was toppled along the way towards another goal; nevertheless the people of the region are happy about it. I point out that throughout the many years of the imposed war on Iran Saddam was supported by the West."
ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 12:14 | نظرات ديگران (2)

چهارشنبه،27 آوریل 2006

سياسي

نفت مهمترين متحد ايران در دست‌يابي به فناوري هسته‌اي

مهمترين متحد ايران در بحران هسته‌اي نه روسيه است و نه چين. مهمترين متحد ايران نفت است.
تهران قادر است به سادگي قيمت‌هاي جهاني نفت‌خام را افزايش دهد و از هم‌اکنون چنين کاري را جهت تحت‌فشار قرار دادن غرب شروع کرده است. با گسترش‌يافتن تنش موجود بر سر فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران، شرکاي سياسي واشنگتن به شدت نسبت به تامين انرژي موردنياز خود نگران شده‌اند. در پايان اين بازي، احتمالا قدرت نفتي ايران ديپلماسي غرب را مغلوب مي‌کند.
به آنچه رخ مي‌دهد نگاهي مي‌اندازيم: اعلام شجاعانه خبر دستيابي ايران به فناوري چرخه سوخت انرژي هسته‌اي در يازدهم آوريل، موجب نگراني و انتقاد قدرت‌هاي جهان شد. اما اين خبر بهاي جهاني نفت را هم به خاطر نگراني از افزايش تنش‌ها و احتمال اقدام نظامي آمريکا عليه ايران و اختلال در عرضه نفت‌خام و به‌ طبع آن آسيب به اقتصاد غرب به شدت افزايش داده و به 70 دلار در هر بشکه رساند. قيمت‌ها در کمتر از سه هفته بيش از 8 دلار در هر بشکه افزايش يافته است و دليل اصلي آن ايران است.

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 13:16

یکشنبه،24 آوریل 2006

سياسي

حضور زنان در ورزشگاه‌ها و بدحجابي

در خبرها آمده بود:« محمود احمدي‌نژاد به رئيس سازمان تربيت بدني دستور داد با برنامه‌ريزي صحيح و مقتضي شئون بانوان، بخشي از مرغوب‌ترين مكان‌هاي تماشاگران در ورزشگاه‌هايي كه مسابقات مهم برگزار مي‌شود، به‌طور ويژه به بانوان و خانواده‌ها اختصاص يابد.»
از دوم خرداد 76 عده زيادي از زنان و دختران علاقه‌مند به حضور در ورزشگاه‌ها در تلاش بودند تا بتوانند به حق خود برسند. جالب آنکه دولت اصلاحات و آقاي خاتمي و سازمان تربيت‌بدني تحت مسئوليت ايشان به غير از چند مسابقه انگشت‌شمار هيچگاه تلاش جدي در جهت ايجاد فضاي مناسب جهت حضور بانوان در ورزشگاه‌ها نکرد و اکنون شاهد هستيم محمود احمدي‌نژاد که فردي اصولگرا و احتمالا به شدت مذهبي است در پيامي احترام‌آميز به رئيس سازمان تربيت بدني دستور مي‌دهد که فضاهاي مناسب به بانوان اختصاص داده شود.
نمي‌دانم اين اتفاق ناشي از ترس و بي‌برنامگي دولت خاتمي و شخص اوست (کما اينکه نمونه‌هاي بسياري در موقعيت‌هاي مشابه در دوران دولت اصلاحات وجود دارد.) يا ناشي از شجاعت و توجه به خواسته‌هاي اجتماع است در دوران محمود احمدي‌نژاد.
به آنچه گفته شد خبر زير را هم اضافه کنيد:
« رئيس جمهور گفت: برخي افراد بدون توجه به آرمان‌هاي امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري، با استفاده از تريبون‌هاي عمومي سخناني مطرح مي‌كنند كه ارتباطي با اسلام ناب ندارد و وانمود مي‌كنند كه جامعه اسلامي و متدين ايران دست به گريبان مشكلي خانمان برانداز شده است.
احمدي نژاد با يادآوري ناكارآمدي شيوه‌هايي كه در گذشته براي جلوگيري از بدحجابي به كار گرفته شده، به تبعات منفي برخوردهاي مستقيم در مسائل فرهنگي اشاره كرد و گفت: مسائل فرهنگي يك شبه حل نمي‌شود و نبايد بر اساس جوسازي‌ها و جنجال‌ها، دستگاه‌هاي فرهنگي و انتظامي دچار انفعال شوند و در فضايي گرفتار شوند كه مشخص نيست مديريت آن بر عهده كيست و تنها برخي فرصت طلب‌ها از آن بهره مي‌برند.»

نوشته عليرضا جزايري در ساعت 14:13 | نظرات ديگران (4)

یکشنبه،17 آوریل 2006

سياسي

احمدي‌نژاد باز هم روي جلد رفت

به علت مسائل امنيتي مجبور شدم متن اين پست رو وردارم. از همه پوزش مي‌خوام

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 11:22 | نظرات ديگران (8)

شنبه،16 آوریل 2006

سياسي

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

بسم الله الرحمن الرحيم
فصل اول - اصول كلي
1- اصل اول
حكومت ايران جمهوري اسلامي است كه ملت ايران ، بر اساس اعتقاد ديرينه اش به حكومت حق و عدل قرآن ، در پي انقلاب اسلامي پيروزمند خود به رهبري مرجع عاليقدر تقليد آيت الله العظمي امام خميني ، در همه پرسي دهم ويازدهم فروردين ماه يكهزار و سيصد و پنجاه و هشت هجري شمسي برابر با اول و دوم جمادي الاولي سال يكهزار و سيصد و نود و نه هجري قمري با اكثر2/98 كليه كساني كه حق راي داشتند ، به آن راي مثبت داد.

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت 23:21 | نظرات ديگران (4)
سياسي

قانون اساسي عراق

بسم الله الرحمن الرحيم
ما به بني آدم كرامت بخشيديم .
ما اهالي عراق خاستگاه پيامبران و رسولان , سرزمين ائمه اطهار و پيشتازان تمدن و كتابت و نگارش هستيم كه اولين قانون بشري در سرزمين ما تدوين شد , قديمي ترين معاهده عادلانه براي اداره امور در سرزمين ما تهيه شد , صحابه و اوليا در سرزمين ما نماز خواندند , فلاسفه و علما در سرزمين ما به تامل و تفكر پرداختند و ادبا و شعرا دست به ابداع و نوآوري زدند با آگاهي از حق خداوند بر ما و در پاسخ به دعوت وطن و شهروندان و رهبران ملي و مذهبي و اصرار مراجع بزرگ , رهبران , مصلحان و نيروهاي ملي و سياسي و با حمايت دوستان , براي اولين بار در تاريخ خود در روز سي ژانويه 2005 ميليونها زن و مرد و پير و جوان پاي صندوقهاي راي حاضر شدند آنها در حالي پاي صندوق هاي راي حاضر شدند كه سركوب هاي طايفه اي توسط ستمگران مستبد را به ياد مي آوردند , از شهداي فجايع عراق اعم از شيعه و سني , عرب , كرد و تركمن و بقيه برادران خود الهام مي گيرند.

ادامه...
نوشته عليرضا جزايري در ساعت