|
|
|---|
این چند جمله را روی یک تکه کاغذ پیدا کردم. نمیدانم مال کیست. حتی دستخطش را هم نمیشناسم. اما به نظرم قشنگ رسید.
-------------------
کیها گریه میکنی؟
«وقتی آدم بزرگا دلم رو میشکنن
وقتی نور هست و سایه هست و دلی واسه تنگ شدن و اشکی واسه ریختن
وقتی خدا میاد این پایینها
وقتی دلت میخواد بری اون بالاها
خیلی وقتا، انگار...»
چه ادبياتِ آشنايى ... !!
نوشته شده توسط: انوشه ... در شنبه، 4 مارس 2007چه ادبياتِ آشنايى ... !!
نوشته شده توسط: انوشه ... در شنبه، 4 مارس 2007درهزار و سيصد و چنداد و چند
دست جورت كوته و بختت بلند
گريه بر هر درد بي درمان دواست
گر تو هم ازجنس مايي پس بخند