This is me!

جمعه،13 ژانویه 2007

فرهنگي

فستیوال فیلم ایرانی

سال گذشته دی ماه بود که به عنوان دستیار رضا معطریان برای جشنواره‌های تئاتر و فیلم فجر عکس می‌گرفتم. شاید در آن موقع ذره‌ای‌ احتمال نمی‌دادم که سال بعد به جای شرکت در جشنواره فیلم فجر، در جشنواره دیگری با عنوان «فستیوال فیلم ایرانی» در واشنگتن دی.سی شرکت کنم.
گرچه در نظر ندارم به مقایسه جشنواره فجر و فستیوال یاد شده بپردازم که یکی در مرکز ادب و هنر ایرانی است و دیگری در نقطه دور افتاده‌ای از ایران با فیلم‌هایی قدیمی‌تر، عادی‌تر و بسیار محدودتر از نظر زمان، مکان و امکانات.
امروز، اولین روز این به اصطلاح فستیوال بود. برگزار کنندگان، سالنی کوچک در یکی از موزه‌های ملی واشنگتن دی.سی را برای نمایش فیلم‌های این فستیوال انتخاب کرده‌اند و احتمالا به دلیل کمبود بودجه یا مشکلات دیگری که از آنها بی اطلاع هستم تنها دو روز در هفته در یک ساعت مشخص به نمایش چهار فیلم می‌پردازند و از قرار معلوم هر فیلم هم تنها دو ‌بار اکران خواهد شد. بدین منظور روزهای جمعه ساعت هفت بعدازظهر و روزهای یکشنبه ساعت 2 بعدازظهر، سالن میر (Meyer) گالری هنر فرییر (Freer) برای نمایش فیلم‌ها اختصاص یافته است. نمایش فیلم‌ها رایگان است اما پیش از شروع هر فیلم باید بلیط تهیه شود.
سالن در نظر گرفته شده، بیشتر شبیه به سالن سخنرانی می‌رسد تا سالن نمایش فیلم و گنجایش محدود آن سبب شده بود تا بی‌نظمی، همهمه و بی‌برنامگی ناشی از تقاضای زیاد و عرضه کم از ساعتی قبل از شروع برنامه در اطراف محل نمایش، دیده شود.
این اولین تجربه من در دیدن فیلمی فارسی در محیطی اکثرا ایرانی و البته ایرانیانی از نوع خارج از کشور بود. قاعدتا دیدن ایرانی در محیطی غیر ایرانی آن هم در تعداد زیاد، باید خوش‌آیند و امیدبخش باشد، اما نمی‌دانم چگونه است که تاکنون این تجربه را خوشایند نیافته‌ام. روابط ایرانیان در دنیای غرب به نظرم مسموم می‌رسد. پر است از عقده‌ها و کمبودهایی که در طی سال‌های دوری از وطن شکل گرفته است. جای تاسف است که از یک طرف جامعه ایرانیان مقیم خارج از کشور و به ویژه‌ ایرانیان مقیم آمریکا از زمره مهاجرین موفق به شمار می‌آیند و مشهورند به دست‌نخوردگی و نوعی مقاومت در برابر جذب‌شدگی در جامعه میزبان و از سوی دیگر روابط درون تشکیلاتی آنها از نگاه یک تازه‌وارد، اینچنین به نظر می‌رسد.
اگر کسی امکان شرکت در این فستیوال را دارد و احیانا وبلاگ من را نیز می‌خواند به وی و همراهانش پیشنهاد می‌کنم که حداقل یک ساعت و نیم و شاید هم زودتر به محل گالری میر برود و در صف بایستاد. در غیر اینصورت ممکن است امکان دریافت بلیط را پیدا نکند. همچنین به وی پیشنهاد می‌کنم از قبل خود را برای دیدن انبوهی از بی‌احترامی‌ها به صف و نوبت و ... آماده کند و در صورت مشاهده چنین وضعیتی بی‌جهت خون خود را کثیف نکرده، عصبانی نشود.
به نظر می‌رسد عدم احترام و توجه به نوبت و صف و حقوق دیگران بخشی جدانشدنی از فرهنگ ایرانیان دوره حاضر باشد.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت جمعه،13 ژانویه 2007 | دنبالک‌ها
نظرات ديگران

you can take the iranian out of iran but you cannot take the iran out of irany!

نوشته شده توسط: در شنبه،14 ژانویه 2007
نظر بدين








حفظ داده‌ها