|
|
|---|

بیخاصیتترین شب یلدای زندگیم رو دیشب گذروندم.
تو خونه نشستم مقداری کتاب خوندم، چند لیوان چایی خوردم و ساعت 9 شب هم خوابیدم.
فکر کنم دیشب برای من یکی از کوتاهترین شبهای زندگیم بود.
این فرنگیها هم بلندترین شب سال رو به رسمیت میشناسن و بهش میگن: "winter solstice"
جالب هست که جشنهای مربوط به طولانیترین شب سال فقط مربوط به ایران نیست و در بسیاری از فرهنگهای دیگر هم وجود داشته و دارد. ویکیپدیا مطلب جالبی در این باره داره که اینجا میتونید بخونید.
اینم فال حافظ شب یلدای من:
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
به قصد جان من زار ناتوان انداخت
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت
به يک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت
شراب خورده و خوی کرده میروی به چمن
که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت
به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم
چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت
بنفشه طره مفتول خود گره میزد
صبا حکايت زلف تو در ميان انداخت
ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم
سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت
من از ورع می و مطرب نديدمی زين پيش
هوای مغبچگانم در اين و آن انداخت
کنون به آب می لعل خرقه میشويم
نصيبه ازل از خود نمیتوان انداخت
مگر گشايش حافظ در اين خرابی بود
که بخشش ازلش در می مغان انداخت
جهان به کام من اکنون شود که دور زمان
مرا به بندگی خواجه جهان انداخت
نبینم که ننویسی!!!!!
نوشته شده توسط: سایه در سهشنبه، 3 ژانویه 2007خوب بعضی وقتا اینجوریه دیگه ... منم شب یلدای اصلا خوبی نداشتم .... خیلی زود و بد خوابیدم . صبحشم دیر بیدار شدم .... و خوب حسم اینه که اینجور جینگولک بازیا دل خوش میخواد . ارامش می خواد . پایه و همدم می خواد ....
وقتی همه زندگیت با استرس بکذره ... دیگه ذهن ارامی باقی نمی مونه که یلدا داشته باشی ....
ولی خوب خیلیام هستن که تو تنهایی خودشون هر شب یلدان
مال من هم تعریفی نداشت...
نوشته شده توسط: ُسایه در جمعه،23 دسامبر 2006يك سوال:
شب خسته كه مي شود كجا مي خوابد؟
!No Way
سید چرا 9 خوابیدی؟
9 تازه باس آشغالارو گذاشت دم در که
عمو قالیباف برشون داره!
ده آخه با خودت یلدا می کردی!
به صرف Pomegranate و Water Melon
در کل که پدر استکبار بسوزه!
راستی! سالروز ازدواج حرضت علی و حرضت
فاطمه هم بر تو نواده ی این زوج عاشق
مبارک باد!
نوشته شده توسط: Vingz در پنجشنبه،22 دسامبر 2006