|
|
|---|
1- «تصمیمگیریهای ما همیشه بسته به شرایط بوده است و شرایط گاهی پر از تضاد است؛ تضادهایی که اگر دوباره نگاه کنیم شاید تضاد نیستند، میتوانند مکمل هم باشند. به نظرم شادی و غم از هم جدا نیستند. خوبی و بدی ... درست مثل اینجا که منم. نبض دستهایمان میزند ولی نبض روحمان خوابیده است. روزی یک میلیون بار مردن بیآنکه یک بار جسمت بمیرد! روز و شب در هم محو میشود بیآنکه خبردار شویم، بیآنکه پنجرهای به روی آسمانمان باز باشد! بیهیچ اعتراضی! میدانیم که این شب و روزحد وسطی ندارد. وقتی این کلمهها را مینویسم، خطوط را نمیبینم. همه جا تاریک است ولی حس میکنم کاغذم خیس میشود. اشک مثل روغنی بین دو فلز، دلهایمان را به نرمی با هم مماس میکند، دلارا زنده است. فعلا زنده است و از زندهها درخواست عشق و افتخار دارد...»
2- دلارا بعد از اینکه شنید نمایشگاه آثارش در تهران برگزار میشود گفته:«من از خدا چیزهای زیادی خواسته بودم. از بچگی دوست داشتم نقاش و شاعر معروفی شوم. همیشه دوست داشتم نمایشگاهی از نقاشیهایم بگذارم و از هنرمندان دعوت کنم تا آثارم را ببینند. آرزو داشتم کتاب شعرم منتشر شود. حالا در زندان هستم و آرزوهایم بیرون از زندان یکییکی دارد برآورده میشود.»
3- «سه سال است كه در كنج يك اتهام دور خودم مي چرخم و حلاجي مي كنم. من به بزرگواري ها محتاجم ولي نه به ترحم يا بخشايش به جز از خداوندم. گرچه مي دانم اين قصه تنهابايد با بخشودگي حل شود و سه سال مبارزه براي احقاق حقم و شنيده شدن اينكه بي گناهم به جايي نخواهد رسيد. بگذريم.
به قول مردي كه زماني در اسارت بود : تنها دعاي من اين است كه يزدانم را از زندان كوچك خود فرا مي خوانم و او در پهنه وسيع آزادي دريك چهاديواري پاسخم مي دهد.
باور دارم كه خلاقيتها در تنگناها بروز مي كنند. تنگناهاي انساني، اجتماعي، مادي يا معنوي. دست و پا زدنها هميشه بعد از احساس غرق شدن است. من هم از اين قاعده مستثني نبوده ام.
نمي دانم از كدام جاده سرزمينمان براي ديدن نقاشي هاي من آمده ايد مهم هم نيست چون به هر صورت مي دانم كه راهنماي شما "عشق" بوده است. عشق به زندگي، به انسان، به ايمان كه باورداشتن همه اينهاست... اين نقاشي ها يعني اين كه مي شود احساس سعادت كرد در عين سياه بختي. مي شود زنداني آرزوها نبود.مهم نيست در كجا... عشق خدا هميشه با ماست و وعده هايش حقيقي است.
شادي اين مجموعه غمناك،به خاطر حضور شماست. شمايي كه دوستتان دارم و براي دوست داشتن دليلي لازم نيست. براي دل آراهاي دور دعا كنيد!»