This is me!

یکشنبه، 9 اکتبر 2006

شعر

کشور دوست

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
بيار نفحه‌ای از گيسوی معنبر دوست

به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پيامی از بر دوست

و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار
برای ديده بياور غباری از در دوست

من گدا و تمنای وصل او هيهات
مگر به خواب ببينم خيال منظر دوست

دل صنوبريم همچو بيد لرزان است
ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست

اگر چه دوست به چيزی نمی‌خرد ما را
به عالمی نفروشيم مويی از سر دوست

چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
چو هست حافظ مسکين غلام و چاکر دوست

نوشته عليرضا جزايري در ساعت یکشنبه، 9 اکتبر 2006 | دنبالک‌ها
نظرات ديگران

اگرچه دوست به چيزي نميخرد مارا
به عالمي نفروشيم مويي از سر دوست

نوشته شده توسط: در سه‌شنبه،11 اکتبر 2006

سرخي من از تو
زردي تو از من

نوشته شده توسط: انوشه... در دوشنبه،10 اکتبر 2006
نظر بدين








حفظ داده‌ها