|
|
|---|
بالاخره بعد از گذشت 2 ماه و 12 روز آپارتمان یک خوابهای رو پیدا کردم و اجاره کردم و قراره این محل، جایی باشه که بخشی از آیندهام رو در اون خواهم گذراند.
فکر میکنم مستقر شدن خیلی بیشتر بتونه به عادی شدن جریان زندگیام در اینجا کمک کنه. حداقل اینکه از این همین امروز تصمیم گرفتم که عقبافتادگیام رو در نوشتن جبران کنم. حدود 2 ماه از قرارم با دو نشریهای که در تهران براشون کار میکردم، میگذره و این مدت هیچ مطلبی براشون نفرستادم، ولی دوباره باید نوشتن رو شروع کنم.
تجربه دو ماهی رو که گذشت با همه سختیهاش خیلی دوست داشتم.
حالا كه هم خونه دار شدي هم گرين كارت داري حاضرم بيام خواستگاريت.چايي رو دم كن خوشگله.
نوشته شده توسط: دکتررضای تو در دوشنبه، 8 اوت 2006علیرضا جان تبریک...آقا من می فهمم چی میگی تو! بالاخره منم گیر اوردم..توی خود دی سی..حالا خودم که ندیدم .دعا کن خوب باشه حالمون گرفته نشه..
نوشته شده توسط: هانیه بختیار در شنبه، 6 اوت 2006علیرضا جان تبریک...آقا من می فهمم چی میگی تو! بالاخره منم گیر اوردم..توی خود دی سی..حالا خودم که ندیدم .دعا کن خوب باشه حالمون گرفته نشه..
نوشته شده توسط: هانیه بختیار در شنبه، 6 اوت 2006ما منتظر مطلبات هستيم هيچ جا نمي ريم همينجا هستيم
نوشته شده توسط: محمد خرمی در شنبه، 6 اوت 2006maaloomeh sakhti nakeshidi seyed.
fbbn
این تجربه ها پوست کلفت می کنه آدمو!
کیپ آن گواینگ دود!
نوشته شده توسط: شروین بشری (شروینگز) در چهارشنبه، 3 اوت 2006