This is me!

سه‌شنبه،26 آوریل 2006

اقتصادي

آيا بهاي نفت‌خام دوباره به 40 دلار مي‌رسد؟

حتي اگر تحولات بازارهاي جهاني نفت‌وگاز را به صورت لحظه به لحظه و ساعت به ساعت دنبال نکنيم، بازهم به سادگي نمي‌توانيم از افزايش شديد قيمت‌ها در چند هفته اخير بگذريم.
بار قبل، وقوع طوفان کاترينا و نتايج ويران‌کننده آن بهاي نفت خام را به رکورد 85/70 دلار رساند و اين‌بار برنامه هسته‌اي ايران و نگراني از تجاوز احتمالي آمريکا به اين کشور بهاي نفت‌خام آمريکا را به بيشتر از 75 دلار و بهاي نفت برنت درياي شمال را به بيشتر از 74 دلار رسانده است. اکنون زمان مناسبي است تا به بررسي اين نظريه بپردازيم که مدعي است بهاي فعلي نفت‌خام ناپايدار است و در طي زمان با کاهشي شديد، مجددا به حدود 40 دلار به ازاي هر بشکه خواهد رسيد.

در ابتدا بهتر است سوال کنيم که آيا بهاي بالاي نفت به دليل افزايش قابل‌توجه تقاضا از سوي هند و چين بوده‌ است؟ آيا به طور کلي توان اقتصاد جهاني در کمک به افزايش تقاضاي نفت به حدي است که افزايش بهاي آن نمي‌تواند مانع شتاب آن شود؟ براساس گزارش دوسالانه صندوق بين‌المللي پول با عنوان «چشم‌انداز اقتصاد جهاني» که هفته قبل منتشر شد، اقتصاد جهان هيچ‌وقت «تا اين حد موفق نبوده» و سال 2006 چهارمين سال پياپي است که اقتصاد جهان با نرخ بيشتر از 4 درصد رشد پيداکرده و احتمالا رشد سال جاري به رقم خيره‌کننده 9/4 درصد برسد.
صندوق بين‌المللي پول معتقد است که افزايش جاري بهاي نفت عدم‌توازن جهاني را بيشتر کرده و به صورت مستقيم و غيرمستقيم به تراز منفي فعلي اقتصاد آمريکا مي‌افزايد و بهاي فعلي بالاي نفت ممکن است نسبت به افزايش‌هاي گذشته دوام بيشتري داشته باشد. صندوق بين‌المللي پول اضافه مي‌کند که تاکنون تاثيرات افزايش بهاي نفت بر اقتصاد جهاني به صورت نسبي کم بوده، اما هشدار مي‌دهد که هنوز اقتصاد جهان از دامنه بحران خارج نشده است.
در سايه تقويت اقتصادجهاني، جالب است که تقاضا براي نفت افزايش نيافته است. از جهات گوناگون اگر به قضيه نگاه کنيم، مشاهده مي‌شود که در واقع خريداران نفت هنوز بهاي افزايش تقاضا در دو سال قبل را مي‌پردازند. براساس گزارش منتشر شده از سوي آژانس بين‌المللي انرژي در ماه آوريل، تقاضاي جهاني نفت در سال 2004 با 4 درصد افزايش به 5/82 ميليون بشکه در روز رسيد. در سال 2004 در واقع جهان شاهد افزايش خيره‌کننده تقاضا براي نفت از سوي چين بود. اما از آن زمان به بعد رشد تقاضاي جهاني کندتر شده است. سال گذشته تقاضاي جهاني نفت در مجموع 3/1 درصد و در کشورهاي عضو سازمان همکاري و توسعه اقتصادي تنها 3/0 درصد رشد داشت.
در سال جاري با توجه به پيش‌بيني آژانس بين‌المللي انرژي، تقاضا ممکن است با شتاب بيشتري افزايش يابد و 8/1 درصد رشد داشته باشد. با اين وجود چنان رشدي در مقايسه با رشد بسيار سريع‌تر اقتصاد جهاني، مهار مي‌شود. پس مشکل در کجاست؟ گزارش‌ها حکايت از آن دارد که منابع جديد تامين نفت در حال ورود به بازار است. سال گذشته توليد نفت به طور متوسط به 1/84 ميليون بشکه در روز رسيد که نسبت به سال 2004 حدود 1 ميليون بشکه افزايش داشت و نسبت به توليد 7/79 ميليون بشکه‌اي سال 2003 و 9/76 ميليون بشکه‌اي سال 2002 از رشد خوبي برخوردار بود.
ظرف سه تا چهار سال گذشته عرضه نفت‌خام از سوي اوپک در حدود 5/4 ميليون بشکه در روز افزايش داشته و به حدود 30 ميليون بشکه در روز رسيده است. اوپک علاوه بر نفت روزانه بيش از 4 ميليون بشکه گاز مايع طبيعي توليد مي‌کند. اين در شرايطي است که توليد کشورهاي خارج از اوپک نيز در همين مدت 2 ميليون بشکه در روز افزايش داشته است. عرضه در اين مدت حداقل به اندازه‌اي افزايش پيدا کرده که پاسخگوي افزايش تقاضا باشد.
با اين وصف چرا قيمت‌ها بازهم افزايش مي‌يابد؟ يک دليل مشکلات توزيع و عرضه است. اقدامات شورشيان نيجريه باعث شده که تا يک پنجم توليد نفت اين کشور تحت تاثير قرار گيرد. حمله نظامي آمريکا به عراق به صورت مستقيم و غيرمستقيم هزينه‌هاي زيادي را بر دوش مصرف‌کنندگان نفت‌خام با در نظر داشتن بهاي بالاي آن گذاشته است. توليد نفت‌خام عراق در حال حاضر 9/1 ميليون بشکه در روز است که نسبت به سطح توليد قبل از جنگ عراق، 30 درصد کمتر است و از سوي ديگر جنگ باعث شده تا اوضاع خاورميانه پرتنش شود. از سوي ديگر به گفته رئيس آژانس بين‌المللي انرژي بلاتکليفي و بحران‌هاي سياسي در ونزوئلا، روسيه و چاد هم به مشکلات افزوده است.
به همه مشکلات ياد شده موضوع ايران را هم اضافه کنيد و اين نگراني که آيا جورج بوش به عنوان آخرين تصميم دوران رياست‌جمهوري خود دست به اقدام نظامي عليه ايران خواهد زد. در صورتي که چنين اتفاقي رخ دهد، وضعيت نامعلومي براي مدت‌ها بر منطقه سايه مي‌افکند.
اما آنچه گفته شد تنها عوامل کمک‌کننده به افزايش بهاي جهاني نفت نيست. به گفته لي ريموند، رئيس‌ سابق هيئت‌مديره غول نفتي، اکسون موبيل، که از 1993 تا 2005 اين سمت را برعهده داشت، ظرف چندين سال آينده، هيچ سوخت ديگري جايگزين نفت نخواهد شد و از سوي ديگر شرکت‌هاي بزرگ نفتي از جمله اکسون موبيل به خاطر وجود ريسک «بسيار بالا» هيچگونه فعاليتي براي افزايش ظرفيت توليد در قاره آمريکا انجام نخواهند داد.
کمبود سرمايه‌گذاري براي افزايش ظرفيت پالايشگاه‌هاي نفت‌خام در آمريکا و ساير نقاط جهان به افزايش بهاي نفت در سطح بين‌المللي کمک کرده است از آن‌جهت که کمبود توليد به افزايش سود توليدات پالايشگاه کمک مي‌کند و از آن مهمتر اينکه عدم افزايش ظرفيت بهاي نفت را بالا مي‌برد. مهمترين مصرف‌کنندگان محصولات نفتي نظير شرکت‌هاي هواپيمايي به خاطر خريد اوراق آتي نفت‌خام تمايل دارند که قيمت‌ها همچنان بالا بماند.
اين مطلب بدان معناست که هم توليدکنندگان و هم گروهي از مصرف‌کنندگان از وضعيت موجود راضي هستند و تمايل ندارند کاري انجام دهند که بهاي نفت و بالطبع آن سود آنها کاهش يابد
با توجه به آنچه گفته شد، چشم‌انداز پيش‌رو چيست؟ در کوتاه‌مدت هر اتفاقي ممکن است. افزايش تنش در مورد ايران و وقوع چند طوفان ديگر نظير کاترينا در آمريکا مي‌تواند بهاي نفت را به 80، 100 يا 120 دلار به ازاي هر بشکه برساند. اما تاريخ تغييرات بهاي نفت نشان مي‌دهد که هرچه افزايش قيمت بيشتر باشد، سقوط آن شديدتر خواهد بود. اين همان اتفاقي است که پس از افزايش شديد قيمت‌ها در دهه‌هاي 1980 و 1990 رخ داد و بهاي نفت را به بشکه‌اي 10 دلار رساند.
اگر رشد سريع اقتصاد جهاني متوقف شود که چندان هم بعيد نيست و حتي بهاي فعلي نفت ممکن است موجب آن شود، تقاضاي جهاني براي نفت کاهش خواهد يافت. از طرف ديگر با افزايش عرضه، بهاي فعلي نفت واکنش نشان خواهد داد و بعيد نيست اين فرضيه که بهاي نفت به 40 دلار خواهد رسيد، درست از آب درآيد. يکي از اقتصاددانان برجسته مرکز مطالعات جهاني انرژي معتقد است که بهاي بالاي نفت در اين سطح در وضعيت فعلي غيرطبيعي است و بنابراين ممکن است بهاي نفت دوباره در سراشيبي کاهش بيفتد.
منبع: تايمز

نوشته عليرضا جزايري در ساعت سه‌شنبه،26 آوریل 2006