This is me!

شنبه،23 آوریل 2006

اقتصادي

چين و خاورميانه قدرت را از غرب به شرق مي‌آورند

در صورتي که خاورميانه را پالايشگاه نفت دنيا بناميم، در آن صورت حتما چين را بايد کارخانه جهان نام گذاريم. ايالات متحده آمريکا در سال گذشته بيش از 40 ميليارد دلار کالاهاي نفتي از خاورميانه و 53 ميليارد دلار کالاهاي برقي از چين وارد کرده است.
در همين‌حال خاورميانه در تلاش است تا نشان دهد، به غير از نفت، توانايي عرضه ساير کالاها را نيز دارد و هم‌زمان چين به دنبال افزايش شهرت خود به عنوان توليدکننده کالاهاي ارزان‌قيمت است در شرايطي که با افزايش قدرت خريد ساير کشورهاي جهان شاهد نوعي انتقال قدرت از غرب به شرق هستيم.
خريد واحد توليد رايانه‌هاي شخصي آي.بي.ام توسط يک شرکت چيني به ارزش 75/1 ميليارد دلار در سال 2005 يکي از علائم ظهور يک ابرقدرت جديد بود که با استفاده از خوش‌بيني غرب در حال گشودن بال‌هاي خود است. از سوي ديگر تصرف شرکت انگليسي پي اند او توسط شرکت خاورميانه‌اي بنادرهاي جهاني دوبي به قيمت 8/6 ميليارد دلار کاملا و به وضوح غربي‌ها را نسبت به بلندپروازي‌هاي شرکت‌هاي خاورمیانه‌اي در سايه يک اقتصاد رو به رشد، به خود آورد.

واحد پژوهش‌هاي اقتصادي اکونوميست در لندن گزارش کرده که اقتصاد چين و خاورميانه ظرف چند سال آينده به رشد خود ادامه خواهد و به‌تدريج تا سال 2010 از سرعت رشد اين دو منطقه کاسته خواهد شد. در اين مدت به طور متوسط نرخ رشد توليد ناخالص داخلي چين در حدود 9/6 درصد و نرخ رشد منطقه خاورميانه در حدود 3/4 درصد خواهد بود. براساس همين گزارش اين رشد در افزايش درآمد صادراتي نمود پيدا مي‌کند. در سال 2005 چين 5/243 ميليارد دلار کالا به آمريکا صادر کرد. اين رقم را مقايسه کنيد با صادرات 7/196 ميليارد دلاري اين کشور در سال 2004 به آمريکا. در همين‌حال در سال 2005 ارزش صادرات خاورميانه 5/62 ميليارد دلار بود در حالي که در سال 2004 اين منطقه 2/51 ميليارد دلار صادرات داشت.
رشد اقتصادي هم‌زمان چين و خاورميانه ممکن است با خود خطر تداخل و آسيب‌پذيري دو اقتصاد را به همراه داشته باشد به‌ويژه زماني که موضوع سرمايه‌گذاري غرب مطرح مي‌شود. اگر خاورميانه بخواهد از توليد مواد نفتي فراتر رود و پا به عرصه توليد ساير کالاها گذارد، خطر بالقوه رقابت خاورميانه و چين بر سر سرمايه‌هاي غربي مطرح مي‌شود.
براساس اظهارات جينگ پينگ لي، مديرعامل باشگاه مديران ارشد چين، در اين نبرد، چين در وضعيت بهتري نسبت به خاورميانه قرار دارد: «چين با استفاده از فناوري آمريکايي و مهارت مديريتي، بهترين کالاها را با بهترين قيمت به خاطر نيروي کار ارزان، توليد مي‌کند و درها را به‌روي شرکت‌ها براي ورود به بازار بسيار بزرگ چين باز کرده است.»
وقتي که چين کشوري است با درآمد سرانه 6270 دلار در شرايطي که درآمد سرانه قطر 33840 دلار و درآمد سرانه کويت 14550 دلار است، حداقل در آينده نزديک، موضوع نيروي کار ارزان مسئله‌اي است که خاورميانه بر سر آن نمي‌تواند با چين رقابت کند.
اما از طرف ديگر، مديرعامل باشگاه مديران ارشد چين که بيش از 10 سال است در وزارت اقتصاد اين کشور حضور دارد و به خوبي روابط رو به توسعه دو منطقه را بررسي کرده، معتقد است که خاورميانه و چين در صورتي که نيازهاي مختلف خود را هماهنگ سازند، مي‌توانند بدون تداخل رشد کنند و از نتايج چنين رشدي هر دو اقتصاد بهره‌مند شوند.
اقتصاد خاورميانه و چين از رشد يکديگر جلوگيري نمي‌کنند از آنجايي که در نظر سرمايه‌گذاران غربي به کلي متفاوتند. چين از نيروي کار ارزان و پرتعداد همراه با يک دولت مرکزي تک حزبي بهره مي‌برد و به سرمايه‌گذاراني احتياج دارد که کارامدي بالا را با نيروي کار ارزان همراه سازند. از طرف ديگر اقتصاد رو به رشد خاورميانه از صنايع نفتي آن مشتق شده است. اين منطقه براي تبديل شدن به مرکز جديد اقتصادي جهان به سرمايه‌گذاراني نياز دارد که با خود فناوري‌ها و خدمات پيشرفته نظير خدمات مالي تخصصي به همراه آورند.
اين واقعيت که ارزش مبادلات تجاري چين با امارات متحده عربي در سال گذشته ميلادي از 10 ميليارد دلار فراتر رفت، نشان مي‌دهد که نسبت به گذشته شرکت‌هاي خاورميانه‌اي، بيشتر به جاي مسير هموار غرب، راه شرق را برگزيده‌اند. به جاي جنگيدن براي يافتن جاي‌پا در بازار غرب، همزمان با به‌جلورانده‌ شدن اقتصاد خاورميانه و چين، يک نوع رابطه درون‌-شرقي در حال شکل‌گيري است.
پايه اين ارتباط از رابطه‌اي بين توليد و مصرف‌گرايي تشکيل شده است. در حالي که چين کارخانه دنيا است، خاورميانه به سرعت در حال تبديل شدن به يکي از بزرگترين مصرف‌کنندگان است و شايد هيچ‌کجا بهتر از «درگون مارت» دوبي که بعد از چين، مهمترين محل استقرار شرکت‌هاي چيني‌ست، نتواند اين رابطه را نشان ندهد.
عبدالله لوتاه، مدير مرکز تجاري «درگون مارت» دوبي در اين ارتباط مي‌گويد:«تقاضا براي کالاهاي چيني درحال افزايش است. حجم مبادلات تجاري ميان چين و امارات به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است. از ميان 1500 شرکت چيني که در مرکز ما حضور دارند، 80 درصد آنها در حال گسترش شرکت و نيروي کار و متنوع کردن عرضه محصولات هستند. شرکت‌هاي چيني در مرکز ما در اتاق‌هاي ويژه مجهز به سرويس ترجمه با ساير شرکت‌ها ارتباط برقرار مي‌کنند و ما براي اين شرکت‌ها کلاس‌هاي رايگان آموزشي درباره شرايط تجاري منطقه برگزار مي‌کنيم.»
علاوه بر رابطه توليد و مصرف، مسئله نفت خاورميانه براي کمک به رشد چين نيز از اهميت برخوردار است. تقاضاي نفت چين در سال 2004، 11 درصد رشد داشت. در سال 2004 چين روزانه 6/6 ميليون بشکه نفت مصرف کرد.
مديريت اطلاعات انرژي دولت آمريکا تخمين‌زده که اين حجم مصرف در سال 2007 به 9/7 ميليون بشکه در روز برسد. با توجه به اينکه واردات نفت خام چين از خاورميانه در سال 2004 به 7/55 ميليون تن رسيد، مديريت اطلاعات انرژي آمريکا پيش‌بيني کرده که تا سال 2020 خاورميانه 4/69 درصد واردات نفت خام چين را تامين کند.
از سوي ديگر، ارتباطات تجاري ميان دو منطقه در ساير حوزه‌ها هم در حال تقويت است. حجم مبادلات تجاري چين و شوراي همکاري خليج‌فارس در سال 2005 به 30 ميليارد دلار رسيد. در همين مدت حجم مبادلات غيرنفتي دوبي و چين 15/5 ميليارد دلار بود.
پس از حملات تروريستي يازده سپتامبر، جو ضدعربي در آمريکا تقويت شد و اخيرا در جريان مناقشه مديريت بنادر آمريکايي توسط شرکت بنادر جهاني دوبي به اوج خود رسيد. در جريان اين مناقشات بسياري از شرکت‌هاي خاورميانه‌اي به فکر گسترش فعاليت به سوي خاوردور و پشت‌کردن به آمريکا افتاده‌اند.
در يکي از نظرسنجي‌هاي اخير وب‌سايت سي.ان.ان 63 درصد از 30 هزارنفر آمريکايي شرکت‌کننده در نظرسنجي، مديريت يک مافياي آمريکايي در بنادر اين کشور را به مديريت يک شرکت عربي ترجيح داده‌اند. اين بي‌علاقگي آمريکايي‌ها نسبت به شرکت‌هاي خاورميانه‌اي در چين وجود ندارد. به عکس چين، خاورميانه را منطقه‌اي بسيار امن، مطمئن و باثبات مي‌داند.
پس از شرکت گروهي از هيئت‌هاي چيني در نشست مديران ارشد اجرايي شرکت‌هاي جهان در دوبي، تعدادي از بازرگانان و تجار خاورميانه‌اي به چين سفر کردند و هفت تفاهم‌نامه با شرکت‌هاي چيني به امضا رساندند. يکي از تفاهم‌نامه‌ها ميان شرکت اماراتي کمبر و گروه چيني داشنگ که بزرگترين شبکه فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي با 126 فروشگاه را در اختيار دارد به امضا رسيد که به موجب آن، گروه داشنگ دو فروشگاه 400 هزار متري در امارات به ارزش 200 ميليون دلار تاسيس خواهد کرد و اجازه خواهد داشت تا فروشگاه‌هاي ديگري نيز در منطقه تاسيس کند.
طريق نظامي، مديرعامل شرکت کمبر در اين ارتباط مي‌گويد: چيني‌ها محصولات خوبي دارند اما کسي بايد پيدا شده و اين محصولات را بازاريابي کند. مشارکت و کمک به يکديگر هم براي اقتصاد چين و هم براي اقتصاد خاورميانه مفيد است. چيني‌ها تمايل دارند که متحد استراتژيک ما باشند.
يکي از مشکلات موجود بر سر راه ارتباط تجاري ميان خاورميانه و چين مسئله زبان است. کمتر از يک درصد چيني مسلط به زبان انگليسي هستند و بنابراين شرکت‌هاي خاورميانه‌اي براي کار با چيني‌ها بايد حداقل کمي زبان چيني بدانند.
مديرعامل شرکت کمبر مي‌گويد: چيني‌ها بسيار آينده نگرند و نوع فعاليت‌هاي شرکتي و تجاري آنها مي‌تواند مدل مناسبي براي شرکت‌هاي خاورميانه‌اي باشد. اگر به يک مدير چيني بگويي که من امروز مي‌توانم 100 واحد از اين دستگاه را بفروشم، خواهد پرسيد که فردا چقدر خواهي فروخت. در خاورميانه ما به نيازهاي امروز توجه داريم در حالي که چيني‌ها به نيازهاي فردايشان فکر مي‌کنند.
يکي از شرکت‌هايي که بر سختي‌ها و تفاوت‌هاي ميان چين و خاورميانه غلبه کرده، بانک ملي کويت است که در نوامبر 2005 شعبه‌اش را در شانگهاي افتتاح کرد. با وجود گرفتاري‌هاي بروکراتيک زياد در چين، بانک ملي کويت اولين موسسه مالي خاورميانه‌اي است که به طور مستقيم وارد جريان پرشتاب‌ترين اقتصاد جهان مي‌شود. بانک ملي دوبي با هدف ارائه خدمات به شرکت‌ها، نسبت به موفقيت شعبه‌ تازه‌تاسيس خود بسيار اميدوار است.
با اين وجود چالش‌هاي بسيار فراواني بر سر ايجاد يک مسير ارتباطي هموار مابين خاورميانه و چين وجود دارد و دو منطقه در صورت تمايل به افزايش ارتباطات اقتصادي خود بايد به رفع اين چالش‌ها بينديشند. دو اقتصاد رو به رشد چين و خاورميانه اگر شانه‌به‌شانه، در کنار هم به ساماندهي نظم نوين جهان همت گمارند، شاهد روزي خواهند بود که شرق معنايي بيشتر از نفت و کالاي ارزان در نزد غرب داشته باشد.

نوشته عليرضا جزايري در ساعت شنبه،23 آوریل 2006