|
|
|---|

آيا واحدهاي پول ملي در حال منسوخ شدن است؟ همانند بسياري از کشورهاي جهان، کشورهاي عضو اتحاديه اروپا تا همين چندوقت قبل واحدهاي پول ملي خود نظير فرانک، مارک، لير و ... را داشتند.
اکنون 12 کشور عضو اتحاديه اروپا پول واحد اروپايي يورو را اختيار کردهاند و با گسترش اتحاديه اروپا کشورهاي بيشتري قرار است در آينده نزديک پول مليشان را با يورو تعويض کنند. در ساير نقاط جهان، کشورهايي نظير اکوادور و السالوادور هم دلار آمريکا را جايگزين پولهاي ملي خود کردهاند. آيا پولهاي ملي ساير کشورها هم تبديل يا منسوخ خواهند شد؟
به نظر گروهي از متخصصين پولي، پاسخ روشن است. تعداد بيشتري از کشورها به زودي پولهاي ملي خود را کنار ميگذارند يا به عضويت گروههاي پولي بزرگتر درميآيند يا يکي از واحدهاي پولي مهم نظير دلار يا يورو را اختيار ميکنند.
ميشل کامدسوس، مديرعامل سابق صندوق بينالمللي پول پيشبيني ميکند که در درازمدت ما به سوي جهاني با واحدهاي پولي کمتر حرکت خواهيم کرد.
اما در واقعيت چنين پيشبينيهايي به کلي اشتباه است. ما نه به سوي جهاني با پوليهاي ملي کمتر حرکت ميکنيم و نه پولهاي ملي در حال منسوخ شدن هستند.
منطق پشت نظريه منسوخشدن پولها روشن است. با نزول تدريجي موانعي که اقتصاد کشورهاي مختلف را از يکديگر جدا ميکند، بسياري از مردم اکنون ميتوانند آزادانه انتخاب کنند که مايلند با پول ملي خود به انجام مبادلات بپردازند يا از ارزهاي جايگزين استفاده کنند. در واقع واحدهاي پولي با يکديگر رقابت ميکنند تا سهم بيشتري از بازار را بهدست آورند. همانطور که تقريبا در هر بازاري رقباي ضعيفتر ممکن است به مرور از صحنه خارج شوند. دولتها ممکن است به اين نتيجه برسند که هزينه دفاع از واحد پول ملي آنقدر زياد است که انجام آن به صرفه نميباشد.
اين فرآيند را قدرتهاي اقتصادي بزرگ به پيش ميبرد. زماني که مردم در انتخاب واحد پولي مورد استفاده خود حق انتخاب داشته باشند، به طور طبيعي به سوي رقباي قويتر با شبکه مبادلات مالي وسيعتر جذب ميشوند تا از هزينههاي مبادلات پولي بکاهند. براي افرادي که از پول استفاده ميکنند، هرچه تعداد واحدهاي پولي کمتر باشد، بهتر است. اما تعداد واحدهاي پولي چقدر بايد کمتر باشد؟ «پول کروگمن» اقتصاددان آمريکايي معتقد است که 20 تا 30 واحد پولي کفايت ميکند. «رابرت ماندل» برنده جايزه نوبل درخصوص تعداد بهينه واحدهاي پولي ميگويد: «يک عدد فرد و ترجيحا کمتر از سه مناسب است.»
منطق پشت نظريه منسوخشدن پولها اشتباه نيست ولي ناقص است. مديرعامل سابق صندوق بينالمللي پول و ديگران فقط بر بخش تقاضا در بازار تمرکز ميکنند، بخشي که در آن ملاحظات کارآمدي، تعداد کمتر واحدهاي پولي را ترجيح ميدهد. اما اين نظريهپردازان بخش عرضه را که خصوصيات کاملا متفاوتي ميتواند داشته باشد، ناديده ميگيرند. اکثر دولتها ترجيح ميدهند پول ملي خود را حفظ کنند بدون توجه به اينکه تا چه ممکن است واحد پول ملي آنها غيررقابتي باشد.
براي دولتها پول ملي چندين کارکرد حياتي دارد. از ديدگاه اقتصادي، پول ملي ابزاري تاثيرگذار در مديريت اقتصاد کلان و پرداخت مخارج عمومي از طريق چاپ اسکناس به شمار ميرود. از لحاظ سياسي هم پول ملي به مثابه نمادي از هويت ملي و شکلي از مقاومت در برابر کنترل خارجي بر قدرت خريد داخلي است. آيا تحليل درستي است که تصور کنيم دولتها حاضر ميشوند از سر ميل و رغبت چنين فوايدي را به کناري بنهند؟
علاوهبراين دولتها نيازي ندارند که خود را تسليم کنند، حتي اگر واحدهاي پول ملي آنها غيررقابتي باشد. راههاي ديگري هم براي دولت وجود دارد. به جاي دلاريزه شدن، دولتها ميتوانند با تاسيس مدلهايي از شوراي پول، پول ملي خود را حتي در هنگام سقوط در برابر ارزهايي نظير دلار يا يورو محافظت نمايند و يا بهجاي شوراي پول، آنها ميتوانند با شکلهاي محدودتري از همکاري منطقهاي که درآن از پول ملي استفاده ميشود، به حفظ پول ملي کمک کنند. گزينهها آنچنان که نظريهپردازان نظريه منسوخشدن پول ملي ميگويند، محدود نيست.
نهايتا اينگونه تصميمات بيشتر سياسياند و تابع منطق حاکم بر يک کشور مستقل و مسلط هستند تا تابع کارايي در بازار. مديريت پول يکي از متغيرهاي مهم در تقسيم ثروت و قدرت در جهان به شمار ميرود. دستبرداشتن از پول ملي به معني واگذار کردن ابزار سياستهاي پولي است. در چنين حالتي دولتها ديگر قادر به کنترل انحصاري بر چرخش و استفاده از پول در محدودههاي مرزهاي خود نيستند و تسلط پولي به دست يک کشور خارجي نظير آمريکا يا يکي از موسسات يک اتحاديه پولي ميافتد.
اعضاي اتحاديه اروپا تسلط پولي خود را داوطلبانه به خاطر تعهد خود به اهداف وسيعتر اتحاديه اروپا واگذار کردند. اما کدام يک از کشورهاي خارج از محدوده اتحاديه اروپا حاضرند تسلط پولي خود را به ديگران واگذار کنند؟ در عمل مقاومت در برابر واگذاري واحدهاي پولي بسيار قوي است و به نظر ميرسد اکثر واحدهاي پول ملي همچنان به حيات خود ادامه دهند.
منبع: فايننشال تايمز
نوشته عليرضا جزايري در ساعت چهارشنبه،20 آوریل 2006اعوذ بریال من الدلار رجیم!
نوشته شده توسط: وینگز در جمعه،22 آوریل 2006دلاریزه شدن :))
نوشته شده توسط: سایه در چهارشنبه،20 آوریل 2006