|
|
|---|
دهخدا: رسم تفرج و گردش که روز سيزدهم فروردين ايرانيان راست. روز سيزدهم از سال نو ايرانيان بيرون روند و نحوست دور کنند.
بي.بي.سي: مراسم جشن ايرانی نوروز با روز سيزده به در به اوج پايانی خود می رسد.
عدد سيزده در بسياری از فرهنگ ها و باورهای عاميانه بدشگون و ناخجسته (نحس) خوانده شده است. گفته اند که دوازده روز اول ماه فروردين که با روز عيد نوروز شروع می شود، برای ايرانيان روزهايی فرخنده و خجسته بوده است.
به دنبال اين روزها، سيزدهم فروردين فرا می رسد که ايرانيان آن را بدشگون می دانسته اند که می توانسته شکست و اندوه به همراه داشته باشد.
برای پرهيز از نحوست و گزندهای احتمالی اين روز بدشگون است که مردم، از دارا و ندار و کوچک و بزرگ، به دامن طبيعت می روند و سراسر روز را به شادی و تفريح می گذرانند. با اين شگرد، آفت اندوه را از خود دور می سازند و سالی شاد و پرشگون آغاز می کنند.
سيزده بدر رسمی بسيار کهنسال است و با آئين هايی ويژه همراه بوده است. بخش اصلی مراسم اين است که مردم در گروه های بزرگ به طبيعت می روند، سبزه های سفره هفت سين خود را به آب روان می سپارند و خود به دست افشانی و پای کوبی می پردازند.
ديده بوسی، نوش خواری و شرکت در بازی های نشاط آور جمعی از رسوم اين روز است. اما شايد معروف ترين مراسم خاص اين روز گره زدن گياه باشد، که رمز پيوند زن و مرد است. دختران دم بخت، با دلی شاد و نيتی پاک، آرزو می کنند که هرچه زودتر همسر دلخواه خود را بيابند و پای سفره عقد بنشينند.
سيبستان:
سيزده بدر بيش از آنکه به سيزده مربوط باشد به دوازده مربوط است. دوازده روز نوروز نماينده 12 ماه سال است. بنابرين روز 13 روز خارج از تقويم است. روز بی نظمی است. روز پايان جشن است. روز جشنی خارج از جشن است. جشن بعد از جشن است. بدرقه کردن ارواح و فروهر هاست يا در آمدن نمادين به رستاخيز است. فروردين اصلا ماه فروهر ها ست (رابطه واژه فروردين با فروهر/ فروشی را در نظر بگيريد).
آيين های نوروزی همه با تجديد حيات و بازگشت به زمان ازلی و ترک تاريخ کهنه مربوط است. آغاز دوباره جهان است. در قديم هر سال شاه را می کشتند و شاهی نو بر می گزيدند. بعدها ميرنوروزی رسم شد تا او اين بدشگونی را بگرداند. همين ميرنوروزی که فردی محکوم به مرگ بود می توانست بر صورت شاه سيلی بنوازد. به معنای آنکه دوره او تمام شده است. نوروز وداع با تاريخ کهن است و تجديد پيمان با تاريخ ازلی. در پايان نوروز بی نظمی حاکم است. کسی کار نمی کند. کسی در خانه نمی ماند. روز سيزدهم روز آشوب جهان است. به همين خاطر است که می توان در آن دروغ گفت. رمز بدشگونی آن نيز از جمله در همين است.
مرز روستا معمولا رودی جاری است. رود مرکز زندگی روستا ست. چه به صورت آشکار آن جاری بر روی زمين و چه به صورت پنهان آن قنات. اينکه سبزه را به آب می اندازند و رود، نشانه پايان جشن است. جشنی که در مرز روستا يا در مرکز آن پايان می يابد تا دوباره بازگرديم به خانه هامان و از فردا کار را آغاز کنيم به نظم معهود. انسان سيزده بدر انسانی آميخته با آب و سبزی و زمين و طبيعت و گستاخی و شهوت زندگی است.
نوشته عليرضا جزايري در ساعت شنبه، 2 آوریل 2006