|
|
|---|
امروز جايي بودم، ترانه جشن آينه از پويا پخش ميشد. خيلي تحت تاثير قرار گرفتم. ياد سالهاي قبل افتادم. زمانهايي که از لحاظ ذهني و روحي خيلي حساس و شکننده بودم. گرچه حالا شايد بسيار تغيير کرده باشم. اما هنوز ترانههايي از اين دست من رو به جاهايي ميبره که خيلي زيبا هستند.
--------------------------------------
منو با یه بوسه ببر تا ستاره
بمون و یه لحظه نگام کن دوباره
تو چشمای نازت یه دنیا امیده
منو با یه بوسه ببر تا سپیده
تو بودی که عشقو به قلبم سپردی
منو تا به جشن شب و آینه بردی
تو که باشی دنیا قشنگه همیشه
دیگه حتا پرواز برام ساده میشه
منو با یه بوسه ببر تا ستاره
يك شب زير بارون صدام كن دوباره
بذار جون بگیرم از حرم نفسهات
طلوعی به پا کن با آتیش دستات
هنوز عطر موهات توی خونه مونده
نگاهت منو تا به ابرها رسونده
تو همزاد نوری، یه نور مقدس
به تو دل سپردن چه آسون و سادست
کمک کن که از عشق ترانه بسازم
هزار بار دیگه به تو دل ببازم
غمت رو به دست فراموشی بسپر
بگو نازنینم که خوابی یا بیدار