|
|
|---|
آقاي جان سيمپسون، سردبير امور جهاني بي.بي.سي. روز دوشنبه اين هفته در وبسايت بي.بي.سي مقالهاي درباره ايران نوشته است که ترجمه آن در بخش فارسي بي.بي.سي با عنوان «مناقشه هستهاي ايران به کجا ميانجامد» قرار دارد.
از آنجايي که به نظر من اين مقاله از بعضي جهات اشکالات مهم دارد، سعي کردم با ديدگاه علمي به نقد اين مقاله بپردازم:
تصور ميکنم آنچه آقاي سيمپسون از وضعيت ايران ترسيم کرده در مواردي با واقعيت در تضاد است و در بعضي از قسمتها نيز بسيار خوشبينانه است. در نتيجه مسلم است که با چنين فرضهايي نتايج درستي حاصل نميشود.
مهمترين ايراد من به نظرات ايشان در رابطه با انتخابات اخير رياستجمهوري و محبوبيت آقاي احمدينژاد است. با نگاهي ساده به نتايج دور اول و دوم انتخابات، با فرض آنکه انتخابات آزاد بوده و اطلاعرساني درست انجام شده و در روند برگزاري انتخابات تخلفي رخ نداده، باز هم آقاي احمدينژاد نه فردي محبوب محسوب ميشود و نه نماينده همه ايرانيان. در کشوري که بيش از 46 ميليون نفر واجد شرايط براي راي دادن هستند، در دور دوم انتخابات و در مواجهه با فردي که در نظر بسياري نالايقتر از آقاي احمدينژاد بوده، ايشان تنها موفق شده 17 ميليون راي کسب کند. يعني 36 درصد واجدين شرايط. اين در حالي است که فرض کنيم در روند انتخابات هيچگونه تخلفي رخ نداده. و تازه آراي دور اول آقاي احمدنژاد را هم که کمتر از 4 ميليون را بود در اين جا بايد به حساب بياوريم. مسلم است که چنين رئيس جمهوري را نميتوان محبوب قلمداد کرد و در عين حال از اين مطلب نميتوان نتيجه گرفت که «اگر حمله ای به ايران صورت بگيرد، بيشتر ايرانيان به حمايت از حاکميت خواهند برخاست.»
مسلما نفي اين گزاره به معناي حمايت بيشتر ايرانيان از تعرض آمريکا به ايران نخواهد بود.
از سوي ديگر به دليل نبود امکان مستقل ارزيابي نظرات مردم در شرايطي فعلي از عملکرد احمدينژاد، نميتوان اظهارنظر معتبري از عکسالعمل مردم نسبت به تغيير شرايط فعلي حکومت به عمل آورد.
در حال حاضر به غير از تشکيلات دولتي آمارسنجي و صداوسيما هيچ سازمان و نهاد مستقلي به صورت علمي وضعيت اجتماعي ايران را بررسي نکرده است و اکثر نظرات مخالفين و موافقين برپايه حدثوگمان است. البته اين استدلال تنها به سست شدن نظرات آقاي سيمپسون کمک ميکند و منجر به نظريه جديدي نميشود. مهمترين ايراد به چنين استدلالي اين است که آيا نبود آمار و اطلاعات درست به اين معناست که هيچ تحليلي نبايد صورت گيرد؟ حتما جواب من منفي خواهد بود. تحليل بايد صورت گيرد،اما قدري با احتياط بيشتر.
«بيشتر مردم ايران به سرکشی در برابر قدرتهای بزرگ علاقه دارند، زيرا به طور سنتی معتقد هستند که آنها عامدانه مانع ترقی کشورشان بوده اند.»
به اين گفته هم ايراد دارم. اگر منظور آقاي سيمپسون از سرکشي در برابر قدرتهاي بزرگ دفاع از منافع ملي است، گمان ميکنم بيشتر ملتها به اين کار علاقه داشته باشند و اروپا و آمريکا سرکشتر از ساير ممالک دنيا باشند، اما اگر منظور ايشان تمايل به جنگ و نزاع بدون دليل است، به نظر من، اينطور نيست. با توجه به اطلاعات محدودم از تاريخ، ايرانيان را مردمي صلحطلب ميدانم که گاهي به خاطر صلح حتي حاضرند از منافع خود نيز بگذرند.
«او می پرسد که چرا ايران نبايد به انرژی هسته ای و توانمندی های ناشی از آن دست يابد. شمار زيادی از ايرانيان از تمام گروه ها و لايه های اجتماعی با او موافق هستند.»
باز بدليل نبود هيچگونه ابزار نظرسنجي به غير از دولت، نميتوان گفت که تمام گروهها و لايههاي اجتماعي ايران با نظر آقاي احمدينژاد موافقند و تازه اگر هم موافق باشند به دليل اينکه اصولا اين موضوع هيچگاه در سطح رسانهاي و روشنفکري مورد مباحثه قرار نگرفته، نظر داده شده مبتني با منطق نيست و بيشتر احساسي است. من به عنوان يک ايراني با استفاده از انرژي هستهاي و توامنديهاي ناشي از آن چندان موافق نيستم. دلايل خودم را دارم. آسيبهاي زيستمحيطي اين فناوري بر هيچکس پوشيده نيست. اما تا امروز هيچگاه رسانههاي داخلي به اين مسئله نپرداختهاند. شايد اگر امثال من تريبوني براي اعتراض نسبت به آثار زيست محيطي انرژي هستهاي داشته باشند، عدهاي زيادي از گروههاي و لايههاي اجتماعي بيشتر راجع به دستيابي به انرژي هستهاي فکر کنند.
«به احتمال زياد آمريکايی ها و اروپايی ها وضعيت ايران را به مثابه قدرتی اتمی خواهند پذيرفت، اما سعی خواهند کرد فعاليت های آن را تا حد ممکن تحت کنترل داشته باشند.»
به عقيده من غربيها و حتي روسيه و چين به صراحت مخالفت خود را با دستيابي ايران به سلاح اتمي ابراز کردهاند. به نظر من با توجه به سابقه اظهارات مقامات سياسي کشورهاي قدرتمند جهان در ساليان گذشته، بسيار بعيد است، اين سياستمدران موضوعي را بارها و بارها تکرار کنند و بعد از آن عقبنشيني نمايند. گمان شخصي من بر اين است که قدرتهاي اتمي جهان تحت هيچ شرايطي اجازه نخواهند داد تا ايران فعلي به سلاح اتمي دست يابد، حتي به قيمت به هم خوردن امنيت و نظام منطقه خاورميانه و جهان.
در تایید نظر دهنده قبل از خودم باید بگم به نظر من به هیچیک از رسانه های خبری نمیشه اعتماد کامل داشت چون در همه جا مسائلی مثل منافع اجتماعی و سیاسی جوامعی که این رسانه ها رو در اختیار دارن اجتناب ناپذیره اما در عین حال با این نظر که نباید به این رسانه ها توجه کنیم مخالفم. در جامعه ای مثل ایران که صنعت اطلاع رسانی تا این اندازه گرفتار مخدودیتهای سیاسی و مذهبیه تنها راه نجات مردم از بیخبری رسانه های خارجی هستن که فعلا bbc cnn euro news از معتبرترینهاشون هستن.
البته من از چند سال پیش که برنامه های سیمسون رو گهگاه نگاه میکردم به عنوان یک ایرانی از روشی که برای نمایش ایران و مردمش پیش میگرفت کمی عصبانی میشدم.
درمورد اینکه خارجیها خیلی بی فکر درمورد اینکه مردم ایران خواستار امکانات هسته ای هستن یا نه قضاوت میکنن دل من هم خیلی پره! من خودم در یک مدرسه بین المللی در خارج از ایران درس میخونم و مرتبا زیر باد سوالایی قرار میگیرم که نشون از بی اطلاعی اوناس اما به خاطر آبروی خودم و مملکتم هم که شده مجبورم جواب بدم. اما آخه کسی نیست به اینا بفهمونه که من نوعی از کجا باید بدونم دولتی که نه انتخابش کردم نه قبولش دارم سلاح اتمی میخواد یا خواستار صلحه! این خودش کلی جای بحث داره!
به هر حال مرسی از نکته سنجی خوب و بجای نویسنده...
حالا هی بی.بی.سی نگاه کن... می بینی اینا کلاً نمی تونن تحلیل بی طرفانه و واقع گرایانه بکنن...
نوشته شده توسط: سایه در دوشنبه،14 مارس 2006