|
|
|---|

کاریکتور بالا در آخرین شماره مجله نیوزویک چاپ شده است. به نظرم خیلی جالب رسید.بوش و تصمیماتش درباره عراق دیگر صدای همه را در آورده است. دموکراتها که مدتهاست با همه کارهای بوش مخالفند، اما اکنون که به انتخابات ریاستجمهوری آمریکا نزدیک میشویم، جمهوریخواهان هم دست از حمایت بدون قید و شرط از بوش برداشتهاند.
در این کاریکاتور، بوش با گوشهای دراز (البته نا گفته نماند که خر در آمریکا لزوما نماد حماقت نیست) از نطقنویسش میخواهد که سخنرانیی تهیه کند که از موضع فراجناحی باشد و خوب، جمله «بدینوسیله استعفا میدهم» تنها عبارتی است که موجب خوشنودی هر دو حزب حاضر در کنگره میشود.
طنز روزگار هم در این است که احمدینژاد و بوش هر دو باید در یکروز اظهارات مهمشان را به گوش مردم برسانند. یکی با مصاحبه تلویزیونی، دیگری با سخنرانی در کنگره.
اما فکر میکنم بیانات احمدینژاد بسیار پرمغزتر و جالب توجهتر از صحبتهای بوش بود.
الحمدالله کسی که قاعدتا باید نگران وضع کشور باشد، گفت که هیچنگران وضع داخلی و خارجی کشور نیست و البته با استدلال بسیار قوی هم به همه بینندگان ثابت کرد که حق با اوست. آنهایی هم که نگران وضع کشور هستند، چه از نظر اقتصادی، چه از نظر سیاست خارجی، یا پارانویا دارند، یا اطلاعات دقیق ندارند یا بیشعور هستند.
بعد از سالها حکمرانی افراد احمق در مملکت، امروز با افتخار شاهدیم که یکسری نخبه و دانشگاهی و باسواد مصدر امور را به دست گرفتهاند و به آبادانی مملکت مشغولند. یادم میآید معلمین دبستانی که در آنجا درس میخواندم، همیشه کودنترین بچههای کلاس را فیلسوف و نابغه صدا میکردند، اما ندیده بودم که این بچهها خودشان را هم فیلسوف و نابغه و نخبه صدا کنند.
بيچاره آدمي كه گرفتار عقل شد
شاد آن كسي كه كره خر آمد الاغ رفت
تعلیق و ایجاز پاراگراف آخر عالی بود
نوشته شده توسط: بهروز در January 25, 2007 2:58 AMخب حالا ديگر خيالمان راحت است كه نديد و بديد نيستيم!
نوشته شده توسط: Pazh در January 24, 2007 9:15 PM